آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

216

سفرنامه كازاما ( فارسى )

چنان كه تعزيهء مسيح در اوبرامرگو « 1 » ، در جهان نامور كنند . مرتع‌نشينان و عشاير چنان كه مىدانيم ، در ايران زندگى چادرنشينى هنوز مانده است . مردم اصلى ايران از روزگار باستان كشاورز بودند ، و زندگى ساكن ( در روستاها و آباديها ) داشتند . اينان از سه - چهار هزار سال پيش داراى فرهنگى متعالى بودند ، و كوچ‌نشينى نمىكردند . اما در اين سرزمين امروزه هم چادرنشينان بسيار زندگى مىكنند كه زبان و نيز اصل نژاديشان با ايرانىنژادان يكى نيست . ازين ميان‌اند كردها ، « 2 » تركمانان ، تيموريان ( مغولان ؟ ) ، بلوچها ، تركان ، و عربها . رسم و راه زندگى چادرنشينان كم‌وبيش يكسان است . آنها در چادرهاى سياه كه از پشم بافته شده است زندگى مىكنند . در بهار در ( دامنهء ) كوه گله مىچرانند ، و در پاييز به دشت باز مىگردند . مردان يا زنان ، عشاير با ديگران ( از غير خود ) ازدواج نمىكنند . من از يك طايفهء بختيارى ديدن كردم . گفتند كه مردم اين عشيره هنوز در رگهاشان خون " باكتريان " دارند ، و خالص‌ترين مردم آريايىاند . « 3 »

--> ( 1 ) . Oberammergau جايى در جنوب آلمان ، كه در آنجا از سال 1634 هر ده سال يك‌بار تعزيه مسيح اجرا مىشود . ( 2 ) . كردان را نويسنده به سهو ، و به ظاهر به قرينه مرتع‌دارى شمارى از آنها ، در اين ميان برشمرده است . طوايف كرد از اقوام آريايى و تيره‌اى از نژاد قديم ايرانىاند . ( 3 ) . " باكتريا " يا " باكتريانا " ، نام قديمى سرزمين ميان رشته‌كوههاى هندوكش و آمودريا ، كه مركز آن باكتريا ( بلخ كنونى ) بود . در كتيبه‌هاى ايرانى نام آن به صورت " باخترى " آمده است . . . باكتريا و نواحى مجاور آن زير فرمان سلاطين كوچكى بود كه ويشتاسب ، حامى زرتشت ، يكى از ايشان بود . پس از آن احتمالا به تصرف مادها درآمد ، و سپس جزء امپراتورى هخامنشيان شد . اسكندر مقدونى باكتريا را به سهولت فتح كرد ، و پس از آن به سلاطين سلوكى آسيا منتقل شد ، و فرهنگ و زبان يونانى در آنجا رواج يافت . در حدود 255 ق . م . ديودونوس حاكم باكتريا استقلال خود را اعلام كرد و سغديانه را متصرف شد . . . ولى در نيمه اول قرن اول ق . م . تمام شرق ايران و غرب -