آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

201

سفرنامه كازاما ( فارسى )

داشتند . « 1 » بيشتر قلمدانهايى كه يافتم و گرد آوردم به بلندى حدود 30 سانتيمتر و پهناى دو تا چهار سانتيمتر است ، و هر دو سر آن انحنا دارد و مانند سر ترن متروى فرانسه گرد است و دو سويش هم در بالا كمى انحنا دارد . جعبهء تويى آن مانند كشويى از يك سر قلمدان بيرون مىآيد ، و جاى دوات چينى در سر آن است . مىگويند كه خوشنويسان درجه يك هم خطهايى بر قلمدان نوشته بودند . نقش زيبا و استادانهء روى قلمدانها بيشتر پرده‌هاى عشقى يا صحنه‌هاى شكار شاهانه يا داستان سلحشوران و قهرمانان يا گل و پرنده است . اين تصويرها ( به خلاف پرده‌هاى نقاشى ) به واقعيت نزديك است ، و طبيعى و گيرا مىنمايد . آيينه « 2 » و جعبه

--> ( 1 ) . ژاپنيهاى صاحب قلم هم قلمدان داشتند ، كه فوده تسوتسو ( Fude Tsutsu ) ناميده مىشد ، و آن را ميان بند كمر يا در آستين گشاد كيمونوى خود همراه مىبردند . بلندى آن به اندازهء قلمدانهاى ايرانى بود اما تركيب چپق‌مانندى داشت ، با جا مركب يا دواتى نصب شده در يك بر آن كه سرپوش داشت و باز و بسته مىشد . در جوف دستهء نىمانند آن ( پايين دوات ) هم قلم موى ريزى براى نوشتن سادهء خط ژاپنى جا مىدادند . اين قلمدانها را بيشتر از برنج يا تركيب فلزى ديگر ، و با رويهء ساده يا با طرح و نقش و نگار ظريف و زيبا و هنرمندانه ، و گاه ميناكارى شده ، مىساختند . قلمدانهاى ايران بيشتر از كاغذ فشرده ساخته مىشد ، و روى آن را با لاك مىپوشاندند و نقاشى و گاه تذهيب مىكردند . زيبايى اين قلمدانها براى هنرشناسان چشمگير بود . بنجامين نخستين سفير امريكا در ايران شرحى چند صفحه‌اى در وصف اين قلمدانها نوشته است ( ايران و ايرانيان ، صص 83 - 379 ) . ( 2 ) . كنار قاب آيينه ، كه از چرم مىساختند ، اين شعر را مىنوشتند : صورت خود چو بنگرى ، ناز تو بيشتر شود * كاش نمىگذاشتند آينه روبروى تو بر قاب آيينهء منبّت‌كارى شده مىنوشتند در آينه چون يار عزيزم نگران شد * رخسارهء زيبايش در آيينه عيان شد زان صورت زيبا كه در آيينه عيان گشت * انگشت تحسّر همگى را به دهان شد گفتند ندانيم كه اين صورت زيبا * از چيست كه او از نظر خلق نهان شد ( كتيرائى ، ص 11 - 310 )