آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
183
سفرنامه كازاما ( فارسى )
حوزهء اقتدار خود مسلط و صاحب نفوذ بودهاند . اما پس از حكومت يافتن سلسلهء تازه ( پهلوى ) ، خانهاى قبايل به تدريج در حيطهء قدرت سياسى مركز درمىآيند و در نتيجه ، پيوسته ناراضى و شاكى بودهاند و با اين سلسله دشمنى مىورزند . در اين وضع ، جلو گرفتن از سركشى و قيام آنها براى قشون ايران كار بسيار دشوارى است ، به خصوص كه افراد اين قبايل بيش از سربازان قواى دولتى - كه بيشتر از اهالى آباديها و شهرها هستند - با وضع و موقع محل و كوره راهها و كوهستانها آشنايى دارند و ( در عمليات حمله و گريز ) به آسانى پديد مىآيند و باز پنهان مىشوند ، و همه مردانى ورزيده و خوشبنيهاند و در تيراندازى چابكدست . پس براى قواى دولتى حريفى بسيار سرسختاند . با اين همه ، از آغاز حكومت يافتن پادشاه كنونى ، داشتن اسلحه به تدريج سخت قدغن شد ، و در نتيجه قبايل هم رفتهرفته مضيقهء اسلحه و مهمات پيدا كردند ، و انجام وظيفه و پيشرفت كار قواى دولتى آسانتر شده است . پس از برنشستن پهلوى ، قشونكشى و عمليات عمدهء نظامى حدود پنجبار بوده ، همه براى سركوبى قبايل محلى ، و هربار تقريبا با موفقيت به انجام رسيده است . « 1 » در پى هر يك از اين درگيريها ، اسلحهء قبايل مصادره شد تا بار ديگر به مقاومت برنخيزند ، و در عين حال در پارهاى موارد تدبير متفرق ساختن قبيلههاى سرسخت و نافرمان با كوچاندن آنها به جاهاى گوناگون براى جلوگيرى از تجمع دوبارهشان به كار گرفته شد . براى نمونه ، در سال 1930 طوايف لر را كه در لرستان متمركز بودند به مركز ايران كوچ دادند و هزاران تن از آنها را پراكنده ساختند . اين طوايف لر ، شر و لجوج بودند و ساليان دراز با كارهاى خود حكومت مركزى را به تنگ آورده بودند . نيز ، رؤساى قبايل و طوايفى كه سركوب مىشدند در جاى
--> ( 1 ) . به احتمال ، اشاره است به طغيان اسماعيل آقا سميتقو در آذربايجان ، شورش شيخ خزعل در خوزستان ، شورش تركمنها در تركمن صحرا و خلع سلاح آنها ، غائله جنوب توسط انگليسىها و قيام عشاير جنوب . ( ه . ر . )