آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

172

سفرنامه كازاما ( فارسى )

از تسلط و نفوذ روحانيان بر فكر و دل مردم كم‌كم كاسته مىشود ، اما ( معاصران هنوز ) به ياد دارند كه پيش از برنشستن پادشاه كنونى ، اهل منبر با شور و حرارت تبليغ مىكردند و مردم را برمىانگيختند ، و در نتيجه روابط خارجى و امور ديگر ايران سخت آسيب ديد . در تاريخ معاصر ايران كار يك سرمايه‌دار خارجى كه امتياز انحصار تنباكو را به چنگ آورده بود به علت تبليغ و مخالفت روحانيان به شكست انجاميد . ايرانيها از زن و مرد استعمال دخانيات را دوست دارند ، اما روحانيان تنباكو را تحريم كردند . « 1 » نمونهء ديگر اين كه در زمانهاى قديم يك كارخانهء قند بلژيكى اصل با مخالفت روبرو شد و چنين تبليغ كردند كه آن كارخانه خرده استخوان سگ را در قند مىآميزد ، و كارخانه سرانجام ناچار به تعطيل شد . « 2 » مسلمانان سگ را نجس مىدانند .

--> ( 1 ) . اشاره است به قضيهء رژى . رژى عنوان اداره و شركت انحصارى موسوم به « شركت شاهنشاهى تنباكوى ايران » Imperial Tabacco Corporation of Iran است كه امتياز آن در رجب 1307 ( 8 مارس 1890 ) در صدارت ميرزا على اصغر خان امين السلطان . . . و براى مدت پنجاه سال به يكى از اتباع انگليسى موسوم به ماژور تالبوت Talbot و شركاى او . . . واگذار شد . شروع مقدمات اجراى اين امتياز با مخالفت علما و تجار و بعضى رجال ايران مواجه و حكم تحريم دخانيات صادر شد ، و عاقبت اين قرارداد در 26 ژانويه 1892 ( 25 جمادى الثانى 1309 ) رسما لغو شد . غرامت هنگفتى هم ( با استقراض از خارج ) به كمپانى پرداختند . » ( نقل كوتاه شده از : مصاحب ، ذيل " رژى " ) ( 2 ) . مرحوم حسين محبوبى اردكانى به نقل از افضل الملك نگارندهء تاريخ افضل نوشته است : « حماقت كمپانى و مدير بلژيكى كارخانهء قندسازى ايران ( در كهريزك ) اين است كه در دو فرسخى تهران كارخانه ساخته قندش را به تهران مىآورند نه مثل قند روسيه وجه گمرك دارد و نه سى منزل و بيست منزل به مكارى كرايه مىداد . . . با اين حالت او هم قند خود را مثل قند روسيه به قيمت يكمن پنجهزار به فروش مىرساند . . . . « بارى اين كارخانه قندسازى كه من شرح وقايعش را در ضمن سنهء هزار و سيصد و پانزده نگاشتم افتضاح و عدم پيشرفت كارش در سنهء هزار و سيصد و هفده معلوم شد و ضرر كرد و كارخانه‌اش خوابيد و اختلاف و ناحق گويى كمپانى بلژيكى به ( زارعان ) ايران كه مستأجر و چغندر كار او بودند معلوم شد . . . به دولت عارض شدند . طرفين به محاكمه جناب ناصر الملك -