آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
17
سفرنامه كازاما ( فارسى )
او ايرانيان را مردمى هنرور مىشناسد : « ايرانى نبوغى كمنظير در پرداختن نقش و نگار دارد » و « تنها ملتى كه از سه هزار سال پيش تا به امروز صنايع و هنرهاى دستى را نگاهداشته ، فقط ايران است . » كازاما شيفتهء اصفهان و آثار تاريخى و هنرى آن است : « پرتو فرهنگ بالنده و درخشان عصر صفوى هنوز هم در اين شهر باز مانده است » و « كاشىكارى مسجدهاى اصفهان نمونهء برجستهء اين اوج شكوه و خلاقيت هنرى است . » در پيش او « چشمانداز بازار در ايران ، تصوير داستانهاى هزار و يك شب را دارد . » اشارههاى كازاما به مناسبات تاريخى ايران و ژاپن عالمانه و درخور توجه است ، و دريغ است كه تحقيق در روشن ساختن بسيارى رويهها و گوشههاى رازگونهء اين روابط دورانساز چندان پيش نرفته است . در سخن از احوال سياست و حكومت در ايران ، كازاما نكتههايى بس دقيق و حساس را يادآور شده ، و با همهء تحسينى كه از رضا شاه و تدبيرهاى او كرده ، با لحنى انتقادى از اصلاحات آن دوره سخن گفته است : « امروزه ايران كاملا زير حكومت استبدادى لشكرى است . وجود مجلس ، نظام به ظاهر پارلمانى را نشان مىدهد اما قدرت مجلس رفتهرفته مىكاهد و اقتدار دستگاههاى لشكرى افزوده مىشود . » « رضا شاه از پيشامد آشوب در افغانستان ( فتنهء بچه سقا ) درس عبرتى گرفت و انديشه كرد ، و از شتاب خود در تجدد كاست . » نيز ، از موقع حساس ايران ميان همسايگان نيرومند و فرصتطلب ، به خصوص روس و انگليس ، ياد كرده است . او اصلاحات قانونى و نيز پارهاى تدابير اجتماعى اين دوره را با نگاه مثبتترى ديده ، و تأسيسهاى حقوقى جاافتاده در جامعهء ايرانى را ، كه در اصل از احكام و سنت اسلامى برآمده ، ستوده است . دربارهء تعزيه هم شرحى مفصل آورده و هنرمندى شبيهخوانهاى اين نمايش مذهبى را تحسين كرده است . خواننده با ملاحظهء اينكه كازاما با گذراندن كمتر از سه سال در ايران ، آشنايى و آگاهى چنين گسترده با اين سرزمين و تمدن و فرهنگ و ادب و تاريخ و مردم آن يافته ، حافظ و سعدى و فردوسى و نظامى را شناخته و از آثار ماندگار آنها قطعههايى