آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
127
سفرنامه كازاما ( فارسى )
بخوانند . در كنار راست تخت جواهرنشان افراد خاندان پادشاهى به انتظار ايستادهاند ، و پشت سر آنها واليان و اميران اطراف و نواحى . پس پشت آنها ، نوازندگان و خوانندگان و رقاصگان در سه رديف جاى دارند ، و در كنار راست تخت مرصّع ، جانداران و نگهبانان ايستادهاند . اگر ملازم و پردهدار به كسى اجازه باريابى نزد شاه مىداد ، او پارچهاى به روى دهان مىبست تا مبادا پيشگاه پادشاه آلوده شود ، و پشت پرده زانو مىزد تا فراخوانده شود . زنان در آن روزگار همچون امروز در حرمسرا سر نمىكردند و پايگاه و الا داشتند . امّا مىگويند كه پادشاهى با فرّ و فرزانه چونان خسرو پرويز 12000 زن زيبا در كاخش داشت ، و با اين همه به شيرين عشق مىورزيد . اما از همان عصر هخامنشيان ، همسر نخستين ( و برتر ) پادشاه هميشه يكى بود از اشرافزادگان ، و همسران ديگر مقامى پايينتر داشتند . در دربار ساسانيان ، بازدار پايگاهى بلند داشت . نيز در كتابى قديم نوشته است كه چوگانبازى در ايران پديد آمد . خسرو پرويز پادشاه ساسانى اين بازى را دوست داشت و هميشه با شيرين و زيبارويان ديگر به اين بازى سرگرم بود . نظامى در شعر خود چوگانبازى شاه را چنين وصف كرده است : - چون خسرو به ميدان چوگانبازى رسيد زيبارويان شادمانه بر اسب نشستند . با آغاز بازى ( و آمدن مهرويان به ميدان ) ، ماه پديد آمد ، و آفتاب چهره نمود . يك بار ماه گوى مىگرفت و ديگر بار خورشيد . « 1 »
--> ( 1 ) . برگرفته از بهره زير از سرودهء نظامى است : چو شير ماده آن هفتاد دختر * سوى شيرين شدند آشوب در سر به چوگان خود چنان چالاك بودند * كه گوى از خسرو گردون ربودند