كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
59
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
در اين ماه مسلمانها ، اگر فرصت بكنند ، شبها خيلى مىبلعند و بعد از طلوع تا غروب خورشيد اجازه خوردن چيزى را ندارند و حتى دود نمىكنند . به اين ترتيب روزهء آنها خيلى مشكل است . امروز روزهء بزرگ مسيحىهاى مشرق زمين شروع مىشود . آنها وقتىكه روزه هستند ، گوشت و ماهى و شير و كره نمى - خورند . ارمنىها حتى روزه را در مورد بچههايشان هم رعايت مىكنند . يكى از آنها خيلى ناراحت شده بود ، كه به پسر سه سالهاش شير داده بودم . همسفر من ، ارمنى ايتاليايى ، به نام يك كاتوليك كليساى رم ، از هشت روز به اين طرف اصلا گوشت نخورده بود و همراه او ، يهوديها و من ، بيشتر اوقات اين سفر ، در حال روزه بوديم . چون گوشت گيرمان نمىآمد . به اين ترتيب تمام كاروان در حال روزه بود . روز بيست و ششم فوريه ، بيشتر از دو ميل آلمانى رفتيم و در جره مانديم . اين ده ، يك ده تازه است و در محلى ، كه رودخانهء كوچكى به رودخانه بزرگى مىپيوندد ، قرار دارد . در اين رود دو جزيره وجود دارد ، كه در هركدام از آنها قلعههايى ، كه تقريبا مثل قلعهء خورموج هستند و در دورهء آشوبهاى اخير وسيلهء ساكنين اين محل ساخته شده است . از جرهء كهنه ، كه زمانى مقر يك بگلربگ بود و تا اينجا يك ساعت فاصله داشت ، چيزى جز ويرانهء قلعه به چشم نمى - خورد . آباديهاى : چهارتا ، قصر على ، سيريزگان ، جواليگان ، زرقان ، كوروشان [ ؟ ] ، بالاده ، غريبآباد ، مكرمآباد ، كولوخرد [ ؟ ] ، دادين ، كمان ، انترى [ ؟ ] ، باغدشت ، در حوزهء جره قرار دارند . در اين منطقه هرازگاهى مزارعى آباد و حتى قناتهايى براى آبيارى اين مزارع به چشم مىخورد . در زمانهاى قديم ، كشاورزى با اين قناتهاى پرارزش بسيار شكوفا بوده است . مسلمانها اين نحوه از آبيارى را حفظ كردهاند . اما با ظالمانه شدن روزافزون حكومت و مخصوصا در خلال آشوب -