كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

56

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

باغچه‌ها چند سال پيش آبادان بوده‌اند . امروز در فاصلهء 5 / 2 ميلى اتراق شب پيش ، در محلى ناآشنا ، بنام سه‌بيشه اتراق كرديم . در اين‌جا هم موقعيت جغرافيايى را مورد بررسى قرار دادم . روز بيست و سوم فوريه ، حدود سه ميل آلمانى به‌طرف شمال غربى رفتيم . چون قبلا به‌طرف شرق و كمى هم به‌طرف جنوب رفته بوديم . در دهكدهء ويرانى به نام جنير اتراق كرديم . اين ده به حوزهء بوشكان تعلق داشت . ارباب اين ده تا چندى پيش مسافرين را وادار مىكرد ، كه حق عبور بپردازند . اما حالا چون نيروى نظامى در نزديكى بود ، او حق گرفتن پول نداشت . در منطقهء كوهستانى هرچه بالاتر مىرفتيم ، هوا سردتر مىشد . در شمال و شمال شرقى كوههايى پوشيده از برف به چشم مىخورد . روز بيست و چهارم فوريه بالاى كوه بلندى ، كه بوميها آن را صندلى مى - ناميدند ، در آويز ، در كنار رديف كوههاى بلندى اتراق كرديم . در اين‌جا چشمه‌هاى آب گرم مختلفى وجود دارد و در كنار يكى از چشمه‌ها اتاقى ، براى كسانى كه قصد حمام كردن دارند ، ساخته شده است . گهگاه در راه رديف‌هاى طويلى از سنگ ، به شكل پى ديوار ، به چشم مىخورد . اين شايد بازماندهء كانال‌هاى آبرسانى است ، كه در دوره‌هاى اخير نسبت به نگهدارى آنها سهل‌انگارى شده است . آويز چند ماه پيش ده بزرگى بود ، اما به دست مير مهنا غارت و ويران گرديد و ساكنين ده ، آبادى خود را ترك كردند . فراشبند هم ده ديگرى در نزديكى است ، كه بيشتر از يك چهارم جمعيت پيشين خود را ندارد . از كنار بندر تا اين‌جا ، دربارهء تركمنها « 1 » ، كه در نزديكى راه به‌سر مىبردند ، مطالب زيادى شنيده بودم . امروز كمى بيراهه رفتم ، تا يكى از اتراق‌هاى آنها

--> ( 1 ) . ظاهرا منظور قشقايىها است .