كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
49
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
برپاساخته بود و اسبش را در هركجا كه مناسب ديده بود ، بسته بود « 1 » . اسبهاى ايرانى زيبا هستند . سواران كارابين و تپانچه دارند ( هر سوار دو تپانچه دارد . يكى در جلو و ديگر در پشت ، زير كمر ) . اما اسلحهء پيادهنظام تفنگ سرپر است . بر خلاف تركيه ، كه يك نفر مسيحى حتى نمىتواند يك سرباز معمولى بشود . در سپاه ايران فرقى بين مسيحى و مسلمان گذاشته نمىشود . در اين سپاه كوچك ، با افسرها و درجهداران چندى برخورد كردم ، كه گرجى و ارمنى بودند . همه اندام خوبى داشتند . بر خلاف تركيه ، كه ارمنىها و يونانيها - مخصوصا يونانيها - در حضور عثمانى خيلى سربهزير هستند ، رفتار اين گرجىها خيلى مغرورانه بود . آنها هم صاحب زيباترين تفنگها و تپانچهها و خنجرهاى براق بودند و از نظر لباس بين آنها و مسلمانها فرقى وجود نداشت . درجات نظامى ايرانيها درست به همان ترتيب زمانهاى بسيار پيش است « 2 » و عنوان فرماندهء نيروها از تعداد سربازهايى كه در فرمان خود دارد ، مشخص مىشود . در عين حال اگر آدم بخواهد ، از تعداد افسرها پى به بزرگى سپاه كريم خان ببرد ، خيلى دچار اشتباه مىشود . چون افسرهايى را ديدم ، كه
--> ( 1 ) . از بىنظمى سپاهيان ايران همهء مسافرين خارجى ، كه در دورههاى مختلف به ايران آمدهاند ، ياد كردهاند . انگلبرت كمپفر ، سياح آلمانى ، كه هشتاد سال پيش از نيبور ، در سالهاى 1684 تا 1685 ، در زمان شاه عباس در دربار ايران بود مىنويسد : « در لشكركشىها ، در زدن اردو هيچ نظم و ترتيبى رعايت نمىشود . هركس به دلخواه خود خيمه مىزند . چنان شلوغى از طنابها و ريسمانها ايجاد گرديده و واحدهاى مختلف دچار چنان بلبشويى شدهاند ، كه خيال مىكنم ، اگر چند تن معدود شباهنگام شبيخونى بزنند ، به خوبى مىتوانند تمام اهل اردو را ، كه در اين خيمههاى درهموبرهم و بىترتيب در حال چرت زدن هستند قلعوقمع كنند . » در دربار شاهنشاه ايران ، ترجمه كيكاووس جهاندارى ، تهران 1350 ، ص 93 . ( 2 ) . مدارج نظامى اين دوره به مدارج دورهء صفويه برمىگشت ، كه اين خود نيز به نظام ارتش مغولها تكيه داشت . براى آگاهى بيشتر نگاه كنيد به : Bertold Spuler Die Mongolen in Iran , Berlin I 968 , S . 399 .