كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
47
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
به تصرف خود درآورد . اما براى وارد ساختن صدمات بزرگ خيلى ضعيف بود و ناگزير براى امنيت خود به كوههاى اطراف پناه برد ، اما پس از چند روز همراه يارانش دستگير شد و او را به خدمت سردار آوردند و سردار او را به شيراز فرستاد . در شيراز امير جعفر به حمل خاكهاى تپهاى به خارج از دروازهء شهر محكوم شد . اين حكم در اروپا براى آدم متشخصى با تبار عالى ، مانند امير جعفر ، خيلى خشن است . اما براى آدمى مثل كريم خان ، كه خيلى به زور بازويش مى - بالد ، ايرادى نيست ، كه از دشمنان ضعيفش بخواهد ، كه حكمى را كه بر عليهشان صادر مىكند تحمل بكنند « 1 » . پس از سركوب ساختن دستههاى شورشى كوچك ، چون منظور اصلى لشكر مطيع ساختن مير مهنا بود ، اطمينان مىرفت ، كه سردار بدون ايجاد مزاحمت براى اين منطقه ، كه مجددا تحت تسلط كامل كريم خان بود ، به طرف بندر ريگ برود . اما عدم ايجاد مزاحمت ، براى منطقهاى كه در مسير قواى نظامى بود ، مغاير با عادت فعلى ايرانيها بود . امير گونه خان به محض ورود به خورموج همهء ساكنين آبادى را به قلعه منتقل كرد و خانههاى آنها را ويران ساخت و كلبههايشان را سوزاند . فقط مسجد آبادى و يك امامزاده در امان ماندند . در اين شرايط بود ، كه ما با ساكنين اين آبادى ، كه چند هفته پيش شهر كوچك و آرامى بود ، برخورد كرديم . من فورا يكى از خانههاى امير جعفر را ،
--> ( 1 ) . به گمان نمىرسد ، داستانى را كه نيبور در مورد امير جعفر و قتل عموى كريم خان به دست او تعريف مىكند صحت داشته باشد . تا جايى كه اطلاع داريم ، كريم خان هرگز حكومت را به عموى خود نسپرده است و اصولا بوداق ، تنها عموى كريم خان نقشى در صحنهء سياست نداشته است و همچنين كريم خان برادرى به اسم امير جعفر نداشته است . به نظر مىرسد اين داستان - اگر هم در صحت تمامى آن ترديد مىرود - كموبيش به شورش زكى خان ، برادر ناتنى كريم خان ، مربوط باشد . در مورد شورش زكى خان نگاه كنيد به : پرويز رجبى ، كريم خان زند و زمان او ، تهران 1352 شورش زكى خان ، ص 88 به بعد .