كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

186

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

جديد ، آقاى فن‌هوتينگ « 1 » ، كه روز بيست و دوم ژوئيه وارد خارك شد ، افسرى با خودش همراه آورده بود ، اما مىگفتند ، اين افسر پيش از اين هرگز در جنگى شركت نكرده بود و سربازها ميانهء خوبى با او نداشتند . يك منشى به نام تام قرار بود در حكومت بر جزيرهء خارك به فن هوتينگ كمك بكند ، اما او كمى پيش از ورود فن هوتينگ با گلوله خودش را كشت . حاكم جديد ، كه با زبان و هم‌چنين با عادات و سنن عربها و ايرانيها آشنايى نداشت ، با وضعيت خيلى بدى رودرروى بود ، او - بدون اين‌كه همكاران لايق و مطمئنى داشته باشد - در يك دورهء حساس ، پست مهمى را به‌عهده مىگرفت . ميرمهنا كه متوجه اين ناتوانى بود ، بلافاصله پس از رفتن بوشمان و بازگشت كاپيتان پرايس به هندوستان ، به ايجاد مزاحمت براى بازرگانى هلنديها در جزيرهء خارك مبادرت ورزيد . هلنديها ناگزير با شيخ بوشهر متحد شدند و خيلى زود توانستند كلابيطهاى دشمن را از كار بيندازند و حتى در ماه اكتبر در جزيرهء خويرى پياده شدند . اما چون جبهه متحدين عارى از نظم بود و علاوه‌براين بين متحدين نفاق افتاد ، مورد حملهء سواران ميرمهنا قرار گرفتند و به سختى شكست خوردند . ميرمهنا بلافاصله پس از اين پيروزى در خارك پياده شد و به خاطر خيانت يك ايرانى قلعه و تمام جزيره و هم‌چنين مقدار زيادى كالا را ، كه تازه از باتاويا رسيده بود ، به تصرف خود درآورد . در اين موقع قسمت اعظم نيروى دولتى ايران از بندر ريگ رفته بود و به اين ترتيب ميرمهنا موفق شد حتى بندر ريگ را بدست بياورد . من در شرح وقايع يك جنگ كوچك در خليج فارس ، تا جايى كه خودم شاهد آن بودم ، كمى به جزئيات پرداخته‌ام ، تا به خواننده‌ام نشان بدهم ، كه وقتى اروپاييها با مسلمانها عليه مسلمانها متحد مىشوند ، خيلى كم مىتوانند

--> ( 1 ) . von Hoting .