كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
178
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
كشتى بوشهر وسيلهء يك يدككش كشيده مىشد . اين يدككش به طرف ساحل غربى جزيرهء خارك رفت و طرف غروب دوباره برگشت . مير مهنا با كشتىهايش دور جزيرهاش مىچرخيد . كاپيتان پرايس و آقاى ناطر كه از طرف متحدشان تنها گذاشته شده بودند ، به اميد اينكه با دشمن وارد كارزار بشوند ، بهتنهايى بهطرف دشمن رفتند . ميرمهنا فورا لنگر انداخت و دشمن را از جزيره و از عرشهء كلابيطهايش به توپ بست و انگليسيها صلاح را در اين ديدند كه برگردند . آنها بعدازظهر در ساحل جزيرهء خارك لنگر انداختند و چند روز در اين جزيره ماندند . كشتى عربى همواره بين بوشهر و خارك در حركت بود و نمى - خواست و يا شايد نمىتوانست زودتر از روز پانزدهم در ساحل خارك لنگر بيندازد . اين كشتى روز پانزدهم در كنار انگليسىها لنگر انداخت . مير مهنا در جزيرهء خويرى بندر نداشت . روز دهم توفان شديدى از سمت شمال غربى داشتيم . به خاطر اين توفان يكى از كلابيطهاى مير مهنا طورى آسيب ديد ، كه بهكلى از كار افتاد . صبح روز پانزدهم متوجه شديم كه سه تا از كلابيطها و دو تا از كشتىهاى كوچك متعلق به مير مهنا ، كه در جزيره خويرى بودند ، ناپديد شدهاند . كاپيتان پرايس خبر يافته بود ، كه كلابيطهاى بوشهر مجددا به راه افتادهاند . كاپيتان پرايس ترديدى نداشت ، كه مير مهنا كشتىهايش را براى مقابله با كشتىهاى بوشهر فرستاده بود . اما چون عربها [ مأموران شيخ ناصر ] از كاپيتان پرايس جدا شده بودند و راجع به مأموريت تازهء خود چيزى نگفته بودند ، كاپيتان انگليسى قادر به پيوستن به آنها نبود . امشب بوشمان كمى عصبانى بود و پس از شام به فكرش رسيد ، بىمورد نيست ، كه كمى طرفين متخاصم را گوشمالى بدهد . نيمه شب به دستور بوشمان يك گلولهء توپ شليك شد . به محض شنيدن صداى توپ ، همه اروپايىهاى جزيرهء خارك به قلعه آمدند . بعضىها فكر كرده بودند ، كه جزيره مورد حملهء مير مهنا يا