كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

176

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

گرماى شديد حفظ نمىكرد و از اين‌روى مردم زيادى كشته شدند . حالا خود مير مهنا از انجام هركارى عاجز بود . يكى از چشمهايش كور شده بود و چشم ديگرش به شدت درد مىكرد و تحت اين شرايط مير مهنا طورى ناتوان شده بود ، كه نمىدانست چه بكند و تقريبا همهء گناهان را به گردن افسرهاى خود مىانداخت و گوش چند نفر از آنها را يا به اين خاطر ، كه خودش مست بود و يا به خاطر نافرمانى ، بريد . اما همراهان مير مهنا هميشه نسبت به او وفادار ماندند « 1 » . در اين موقع شنيديم كه شيخ سلمان رئيس قبيلهء كعب هم وسيلهء كريم خان از خشكى رانده شده است و به جزيره‌اى در شط العرب پناه برده است « 2 » . بالاخره روز چهارم ژوئن ، كشتىهايى كه مىبايستى آخرين ضربه را به مير مهنا وارد مىآوردند ، از بوشهر حركت كردند . اين كشتىها عبارت بودند از يك كشتى جنگى كوچك متعلق به انگليسىها كه تحت فرماندهى كاپيتان پرايس بود و كشتى شيخ ناصر و سه كلابيط و دو كشتى كوچك ديگر . آقاى ناصر منشى انگليسىها در بوشهر ، كه در جوانى براى رسيدن به درجهء افسرى چند سفر دريايى كرده بود ، فرماندهى كلابيطهاى بزرگ را به‌عهده داشت . او در اين مأموريت

--> ( 1 ) . بر خلاف گزارش نيبور ، در سال 1182 ، وقتىكه سپاه دولتى آمادهء جنگ با مير مهنا بود ، بااين‌كه مير مهنا جزيرهء خارك را از هلنديها گرفته بود و موقعيتش نسبتا خوب بود ، متحدين و ياران مير مهنا ، از ترس اين‌كه به كلى نابود شوند ، خود پيش قدم شدند و تصميم گرفتند ، كه رئيس خود را دستگير كرده و تحويل بدهند . در بازار خارك ، به رهبرى كسى به نام حسن سلطان ، مير مهنا مورد حمله قرار گرفت ، اما توانست با دلاورى بىنظيرى كه از خود نشان داد ، راه فرار پيش بگيرد و از راه كويت به بصره برود . مير مهنا در بصره وسيلهء مأمورين عثمانى دستگير شده و به دستور عمر پاشا به قتل رسيد . به قول رستم التواريخ ( ص 119 ) ، كريم خان قتل مير مهنا را ، كه در هرحال ايرانى بود ، به دست مأمورين عثمانى دخالت در امور داخلى ايران دانسته و به شدت به والى عثمانى در بغداد اعتراض كرد . ( 2 ) . در مورد اختلاف‌هاى كريم خان زند و شيخ سلمان ، رئيس قبيلهء كعب نگاه كنيد به : پرويز رجبى ، كريم خان زند و زمان او ، از ص 92 به بعد .