كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

173

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

نمىدانستند ، فكر كردند ، كه آنها را به محل نگهبانى مىبرند . آنها با سرعت ، بدون خداحافظى ، بوشمان را ترك كردند . بوشمان از پشت سر ، به زبان پرتقالى گفت ، شب به‌خير ، شب به‌خير . آنها از اين‌كه دروازه را باز ديدند ، خوشحال بودند و تا كشتى دويدند . كريم خان ، وكيل ايران ، هم چندبار از هلنديها ماليات خواسته بود ، اما چون او اغلب در جنگ بود ، در اين سالهاى اخير چيزى نخواسته بود . حالا كريم خان با شيخ‌هاى ساحل خليج فارس ، مخصوصا با مير مهنا ، رئيس بندر ريگ و شيخ سليمان ، رئيس قبيلهء عربى كعب ، كه كم‌كم تمام جزيره‌هاى شط العرب را تحت كنترل خود گرفته بود و قسمت جالب توجهى از جنوب غربى ايران را در تصرف داشت ، اختلاف داشت . هروقت كريم خان به اين شيخ‌ها پيغام مىداد ، كه اگر ماليات خود را نپردازند ، با حملهء نيروى نظامى او مواجه خواهند شد ، آنها در نهايت آرامش جواب مىدادند : آنها مىدانند ، كه كريم خان به اندازهء كافى قدرت دارد ، كه آنها را از خشكى براند ، اما اگر كريم خان به اين كار دست بزند ، همهء آنها سوار كشتىهايشان مىشوند و كريم خان قادر به تعقيب آنها در آب نيست . امسال كريم خان با نيروى بزرگى شخصا به جنگ شيخ سليمان آمد و سپاه ديگرى را به فرماندهى امير گونه خان مأمور سركوبى مير مهنا كرد . به‌طورىكه قبلا اشاره شد ، امير گونه خان بيشتر از سه ماه در خورموج ماند ، تا متحدينى كه كشتىهايى چند در خليج فارس دارند ، به دست بياورد و پيدا كردن متحدينى از اين قبيل دشوار بود . همهء شيخ‌هاى كوچك كوهپايه‌هاى بردستان تا هرمز ، مثل مير مهنا خراج ساليانهء خود را نمىپرداختند ساكنين كنگان ، كه در نزديكى خورموج قرار دارد ، شبها در كشتىهايشان مىخوابيدند ، تا اگر ايرانيها « 1 »

--> ( 1 ) . منظور نيروى دولتى است .