كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

159

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

محكم و بلند ساخته شده بود . در هركدام از چهار طرف سكويى رواق مانند ساخته شده بود . فضاى وسط زورخانه براى كسانى بود كه مهارت خودشان را نشان مىدادند و يا ورزش مىكردند . در ورودى زورخانه كوچك و پست بود و تمام ساختمان بدون پنجره بود ؛ فقط در بالاى گنبد ساختمان سوراخى تعبيه شده بود ، كه نور ضعيفى از آن به داخل زورخانه مىتابيد و چون اين نور براى روشن كردن فضاى داخل زورخانه كفايت نمىكرد ، ناگزير بودند چراغهايى روشن بكنند . خلاصه اين‌كه در بناى اين ساختمان ترتيبى داده شده بود ، تا از به‌وجود آمدن كوران جلوگيرى به‌عمل آيد ؛ اقدامى كه خيلى ضرورى بود . اما امكان داشت با تعبيه سوراخهايى در گنبد زورخانه هواى آلودهء داخل را تميز كرد . اين هوا نه تنها براى كسانى كه در زورخانه بودند هواى سنگينى بود ، بلكه به‌طور قطع سلامتى آنها را به خطر مىانداخت . من با چند تماشاچى در يكى از رواقها نشسته بودم و متشخصين و بازرگانانى كه براى ورزش به زورخانه آمده بودند در دو رواق ديگر جاى گرفته بودند . آنها پيش از هركار اول يك قليان مىكشيدند . من در شكل بيست و چهار كوشيده‌ام تمام صحنهء داخل زورخانه را نشان بدهم . در a / بيست و چهار قليان هم نشان داده شده است . در اين‌جا قهوه هم مىدادند . در يكى از رواقها يك خواننده و دو نوازنده نشسته بودند . از نوازنده‌ها يكى سه‌تار مىزد و ديگرى ضرب و خواننده آواز مىخواند . ورزشكاران پس از خوردن قهوه و كشيدن قليان لباسشان را كندند و به وسط ميدان آمدند . تنها چيزى كه آنها به تن داشتند شلوار چرمى تنگى بود ، كه با بندى به دور كمر بسته شده بود . آنهايى كه خيلى هنرمند بودند بالانس مىزدند ( b / بيست و چهار ) و بعد نماز مىخواندند . چون مسلمانها با هركارى عبادت هم مىكنند و حتى پس از يك چنين كارهاى مضحك هم دست از نماز برنمىدارند . بعضى موقع بعد از نماز چندبار پيشانيشان را روى زمين