كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
151
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
شيراز تقريبا هفت ميل آلمانى است . پس از بازگشتم به شيراز ، اولين كارى كه در پيش داشتم اين بود ، كه از يك سرفهء شديد و گلودرد و ديگر بيماريهاى كوچكى ، كه در تختجمشيد - بيشتر به خاطر سرماخوردگى - پيدا كرده بودم ، رهايى بيابم . راه ميان شيراز و بوشهر ، هنوز به خاطر جنگ بين كريم خان و ميرمهنا ناامن بود . از اينروى ناگزير بودم ، كه مدتى طولانى منتظر كاروانى باشم ، كه به بوشهر مىرفت . به خاطر اين انتظار نه تنها فرصت بهبودى كامل يافتم ، بلكه توانستم از آثار قديمى چندى ، كه در حوالى شيراز بود ، ديدن بكنم . همهء اين آثار ارزش آن را دارند ، كه سياحان اروپايى از آنها ديدن بكنند . در نيمفرسخى شمال شيراز ، جلو يك كوه بلند ، صخرهء كوچكى قرار دارد ، كه از اين صخره چشمانداز خوبى از شهر و جلگهء حاصلخيز شيراز به چشم مى - خورد و در دوردستها كوههاى بلندى به ديد مىآيند . موقعيت اين صخره شباهت زيادى به صخرهاى دارد ، كه تختجمشيد در روى آن ساخته شده است . در روى اين صخره يك مرد مسلمان كاخى ساخته بوده است ، اما اين كاخ چنان بد ساخته شده بوده است ، كه از آن چيزى جز پايهء يك ستون كوچك ، كه ظاهرا از چهلمنار آورده شده است ، به چشم نمىخورد . اين ستون از همان سنگ مرمر سياه و سختى ساخته شده است ، كه با آن تختجمشيد را ساختهاند . در صورتى كه صخرهء نزديك شيراز از سنگ سفيد است و اين سنگ چندان سخت نيست . راه اين بنا زمينى شيبدار بود ، كه در دو طرفش ديوارى ساخته شده بود . اين راه طورى بود كه مىشد تا در بنا با اسب رفت . در ساختمان كاخهاى تختجمشيد توجهى به اين موضوع نشده است « 1 » . از پاى اين بنا پايين صخره ، صخره را به صورت
--> ( 1 ) . با توجه به پلكان صفهء تختجمشيد ، كه يك گروه اسبسوار مىتوانند به راحتى از آن بالا بروند ، نظر نيبور درست نيست .