كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

137

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

كه همراه داشت استفاده‌اى نكرد . چون كسى ديگر در سرپوش سنگى همهء صندوقها چنان سوراخى درست كرده بود ، كه مىشد دست را تا انتهاى بازو داخل صندوق كرد و چراغى در داخل صندوق قرار داد . آقاى هركولس در داخل صندوقها چيزى جز خاك پيدا نكرده بود . به اين ترتيب با اطمينان مىتوان گفت ، كه در اين صندوقها هرگز مرده‌اى وجود نداشته است . چون بنابه شرحى كه آقاى هركولس از اين سوراخها مى - دهد ، اين سوراخها كوچكتر از آن بوده‌اند ، كه بتوان تمام بدن مرده را از اين سوراخها بيرون كشيد و علاوه‌براين پهناى اين صندوقها - مثل تابوتهاى سنگى زيادى كه به فراوانى در مصر و يونان و در جاهاى ديگر به چشم مىخورد - با درازاى آنها متناسب نيست ، و لابد اين صندوقها در ابتداى امر براى اين منظور ساخته نشده‌اند ، كه در اين‌جا خالى بمانند و لابد كه در اين صندوقها چيزهايى وجود داشته است ، كه ارزش ربوده شدن داشته‌اند و اين چيزها نمىتوانند از قطعات بزرگى تشكيل شده باشند . از طرف ديگر همهء اين اتاقهايى كه در سينهء كوه ساخته شده‌اند ، حتما فقط آرامگاه بوده‌اند و واقعا آرامگاه پادشاهانى بوده‌اند ، كه خاطره آنها مىبايستى محفوظ مىماند . مانند شاهان [ فرعون‌هاى ] مصر ، كه براى آرامگاههاى خود اهرام بزرگى بنا كرده‌اند . از اين‌كه حالا در اين آرامگاهها نشانه‌اى از مرده‌اى وجود ندارد ، نمىتوان چنين نتيجه گرفت ، كه در اين اتاقها هرگز مرده‌اى وجود نداشته است . شايد در اين اتاقها را صدها سال پيش گشوده‌اند و چون از موقع گشوده شدن درها امكان راه يافتن روستايىهاى اين حوالى به اين اتاقها خيلى زياد است ، شايد اين روستايىها آن‌چه را كه گذشت زمان نابود نساخته بوده است ، با خود برده‌اند . در اين آرامگاههاى باشكوه هم پيكركنده‌هايى كه بزرگتر از اندازه‌هايى طبيعى هستند در سطوح مسطح ويژه‌اى كنده شده‌اند ، كه كارهاى قهرمانى پهلوان