كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
107
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
در يكى از اين درگاهها پيكركندهء c / دوازده به بلندى 5 / 7 پا به چشم مىخورد . شايد اين پيكركنده مردى روحانى را نشان مىدهد . لباس اين مرد مثل لباس پيكركندههاى شكل هشت است و خود او مثل پيكركندههاى ديگر اين خرابهها مسلح است . بنابراين ، اين مرد باوجود روحانى بودن ، شخصيت دنيايى هم دارد ، اما بر خلاف آنهاى ديگر ، كه نوارهايى حاكى از تشخص در كلاه بلند خود دارند ، كلاه اين يكى سنگ نتراشيدهايست ، كه سوراخهاى زيادى دارد و مىشود گفت ، كه اين كلاه با فلزات قيمتى آراسته شده بوده است . روى شانه ، جلوى سينه و در كنار مچ دستها سوراخهايى در سنگ وجود دارد ، كه شايد حلقههايى فلزى در اين سوراخها كار گذاشته بودهاند . لباس خدمتگزارها هم مثل لباس اين شخص است . آنها هم - تقريبا مثل همه پيكركندههايى كه لباس بلند دارند - حلقههاى كوچكى در گوش دارند . اما ريششان بلند و نوكتيز نيست و كلاهشان هم بلند نيست و در گردنشان نشانهاى از وجود گردنبند يا طوق ديده نمىشود « 1 » . در درگاههاى ديگر هم اين سه پيكركنده به چشم مىخورند ، اما
--> ( 1 ) . منظور داريوش و دو نفر ملازم او است ، كه در پشت سرش حركت مىكنند . در دست راست داريوش عصاى سلطنتى و در دست چپ او گل نيلوفر به چشم مىخورد . از كلاه صيقلنيافتهء شاه برمىآيد ، كه اين كلاه پوششى از طلا داشته است و سوراخهايى كه براى نصب تاج و يا كلاه طلايى لازم بوده است ، هنوز به وضوح ديده مىشود . در پشت گردن و روى سينه و كنار مچها هم سوراخهايى براى نصب طوق و گردنبند و دستبند تعبيه شده است . لباس ملازمين مانند لباس شاه است ، اما اندام آنها كوتاهتر از اندام شاه كنده شده است . ملازمى كه چتر شاهى را در دست دارد ، ريش دارد و ملازم دوم كه با يك دست مگسپرانى را بالاى سر شاه نگاه داشته است و در دست ديگر حولهاى دارد ، بدون ريش است . احتمالا اين ملازم خواجه است . ( تختجمشيد ، لوحهء B / 139 ) . صرفنظر از اينكه اين ملازم ريش ندارد ، دليل ديگرى هم بر خواجه بودن او وجود دارد : منطقى به نظر مىرسد ، كه ملازم مخصوص مگسپرانى ، در داخل اتاقهاى كاخ هم همراه شاه بوده است و حتى وقتىكه شاه در بستر خواب بوده است بالاى سر او مىايستاده -