نوبويوشى فورو كاوا ( مترجم : هاشم رجب زاده و كينيجى ئه اورا )
74
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى )
آذربايجان بود در 20 اكتبر اين سال به تهران رسيد و برنشست . در ايران چنين رسم است كه وليعهد به حكمرانى ايالتى گمارده مىشود تا پيش از به تخت نشستن در كار ملكدارى ورزيده شود . ناصر الدين شاه پس از جلوس به تخت سلطنت ميرزا تقى خان [ اميركبير ] را كه از خانوادهاى تهيدست برآمده بود صدراعظم خود كرد . ميرزا تقى خان مردى بسيار هوشمند و با قدرت بود ، و در نظام و ديگر دستگاههاى حكومت اصلاحاتى كرد كه كينه و دشمنى برانگيخت ، و به خصوص ملكهء مادر [ مهدعليا ] و اهل حرم از هرسو فتنه و بدگويى كردند تا آنجا كه شاه را از او بيزار ساختند . شورش باب در ماه مه سال 1850 م . شورش باب برخاست و شمارى از آنان در زنجان ، ميان تهران و تبريز ، در قلعهاى محكم پناه گرفتند و [ در برابر قواى حكومتى ] مقاومت كردند . سيد على محمد باب كه از او ياد شد و در شيراز به حبس افتاده بود نيز در اين قلعه پناه گرفت و مبارزه جويى بابيان هرچه بيشتر شد . پس ناصر الدين شاه قشون فرستاد و باب را گرفت و دربند نهاد ، و او را به جايگاه اعدام فرستادند . باب به وضع شگفتىانگيزى از تير جوخه اعدام مصون ماند ، و در پى گريز برآمد ؛ اما از بخت بد در اتاق سربازان سر درآورد و او را گرفتند و ديگربار بستند و سرانجام تيرباران كردند . باب اعدام شد ، اما پيروانش تا چندين ماه به مقاومت ادامه دادند تا سرانجام آنان را سركوب و پايگاهشان را ويران كردند . با اين همه ، گويا هنوز كسانى كه عقيده بابى دارند بسيارند . قتل ميرزا تقى خان [ از رويدادهاى مهم دورهء سلطنت ناصر الدين شاه اين بود كه ] در سال 1851 م . [ 1267 ه . ] شاه به اغواى مادر خود ميرزا تقى خان [ صدراعظم ، اميركبير ] را به كاشان تبعيد كرد و سپس در پى دسيسههاى بدخواهان ، فرستادگانى پنهانى به آنجا فرستاد تا در روز 9 ژانويه 1852 م . [ 1268 ه . ] او را در حمام [ فين ] كشتند . با عزل ميرزا تقى خان ، ميرزا آقا خان [ نورى ] به صدر اعظمى معين شده بود ، اما او قابليت چندانى نداشت و در صدارتش قشون دوباره رو به ضعف رفت . از اينرو مردم هرچه بيشتر به از دست رفتن ميرزا تقى خان افسوس خوردند .