نوبويوشى فورو كاوا ( مترجم : هاشم رجب زاده و كينيجى ئه اورا )
59
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى )
ايران آيين مسيح را رواج دهد ، پس با شورشى گران و پردامنه روبرو شد . يزدگرد در سال 421 درگذشت ، و پسرش بهرام پنجم بر تخت نشست . اين پادشاه محبوبيتى يافت ، حمله تركان را دفع كرد و دعوى عظمت و برترى داشت . چون سال به 502 رسيد ، قباد پسر بهرام باز به جنگ با روم پرداخت . اما ديرى نكشيد كه درگذشت . خسرو انوشيروان و جانشينان او خسرو [ انوشيروان ] پسر سوم قباد بر تخت نشست [ 531 تا 579 م . ] و در 48 سالى كه پادشاهى داشت ايران چنان نيرومند شد كه روم با او برنمىآمد . پس روم معادل 12 هزار ليره طلا به او پيشكش داد و درخواست صلح كرد . اما اين قرار نپاييد و باز جنگ درگرفت كه ايران در آنگاه پيروز شد و گاه ناكامى يافت ، تا كه سرانجام روم پذيرفت كه سالانه مبلغ 30 هزار دانه [ طلا ؟ ] به ايران خراج بدهد ، و بر اين قرار صلح شد . در اين زمان ، ايران فرستادهاى به كنستانتينوپل روانه كرد ، و وزير قيصر روم گفت كه سلسله كوروش در ممالك شرقى كه خاستگاه آفتاب است امپراتوريش گسترده ، و اكنون از سر مهر و مرحمت پادشاه ايران به برادر كوچك خود ژوستينين اجازه مىدهد كه بر ممالك غربى كه ماه از آنسو طالع مىشود سلطنت داشته باشد . در اين زمان ، ايران به چهار ولايت تقسيم مىشد ؛ ادبيات آن تعالى يافت و قوانين وضع شد و قدرت مملكت به اوج رسيد . خسرو دوم [ هرمز چهارم ] در سال 590 درگذشت و پسرش خسرو دوم [ 591 تا 628 م . ] بر تخت نشست . بهرام [ چوبين ] سردار شاه سر به شورش برداشت ، و خسرو به روم پناه برد و كمك خواست و سرانجام [ با كمك روميان ] توانست لشكر 000 ، 40 نفرى شورشى را درهم بشكند . اين پيشامد سبب شد كه پادشاه ايران مديون و تابع روم باشد ، چنانكه پاسداران شاهى همه سربازان بيگانه بودند . اين دوره صلح تا سال 602 م . ادامه پيدا كرد ، تا كه در اين سال در روم فوكاس Phocas نام [ 610 - 602 م . ] امپراتور و پسرانش را كشت [ و خود بر تخت نشست ] . خسرو فرصت را مغتنم شمرد و به عنوان انتقام گرفتن از او به روم لشكر كشيد و روميان را شكست داد و نواحىاى را كه در مدت هشت سال از قلمرو حكومت او بيرون مانده بود پس گرفت : و در سال 614 م . به بيت المقدس تاخت كه در نتيجه آن 000 ، 90 مسيحى كشته شدند . در سال 616 م . هم به مصر لشكر كشيد و آنجا را گرفت . بدينسان ايران باز كشورى بزرگ و نيرومند شد چنانكه در روزگار خشايارشا . پس از آن او بارها با روم جنگيد ،