نوبويوشى فورو كاوا ( مترجم : هاشم رجب زاده و كينيجى ئه اورا )

45

سفرنامه فورو كاوا ( فارسى )

گه‌گاه درخت كاج هم مىبينيم . به اصفهان كه مىرسيم ، درخت بلند و قد برافراشته زياد است ، كه مانند « كايه ده » يا افراى ژاپنى راست رشد مىكند و سر به آسمان مىسايد . در روزگار شاه عباس كه خيابان و گذر پهن در اصفهان ساخت . بر دو كنار آن از همين درخت كاشتند كه اكنون باليده و تناور شده و قطر شمارى از اين درخت‌ها به پنج - شش پا رسيده ، اما تنهء اين‌ها بيشتر پوك و از درون پوسيده و غار مانند است . در تهران هم اين درخت را در شمارى از باغ‌ها مىبينيم ، اما در اينجا به آن بلندى و بالندگى كه در اصفهان ديده بودم نيست . توت و گردو در دره‌ها و ميان كوه‌هاى قهرود از درختان بلندبالا توت و گردو فراوان است ، و نيز سيب ، « گومى Silverberry » ( گونه‌اى انگور ) ، گلابى ، زردآلو و مانند اين‌ها ، كه درهم كاشته‌اند . شاخ و برگ تودرتوى آنها چشم‌نواز است ؛ اما همه اين درخت‌ها را نشانده‌اند و خودرو نيست . از اين‌رو در همه‌جا نمىتوان درخت سبز ديد ، به خصوص نزديك حوض سلطان [ راه از اصفهان به تهران ] كه جزء كوير است و علف هرزه هم اينجا نمىرويد . چنارهاى تهران ؛ باغستان‌هاى قزوين در تهران هرچند كمى درخت هست ، اما [ چوب و تنه ] همهء آن‌ها مناسب براى به كار بردن در ساختمان نيست . درخت بلند در اينجا فقط گونه‌اى افرا است كه در اصفهان هم ديدم . ديگر ، درخت نارون كه شاخ و برگ آن [ در بالا ] مانند توپ گرد است و در باغ و گذر سايه‌افكن است . دربارهء درختان توت گفتنى است كه پنجاه - شصت سال پيشتر ، در دورهء محمد شاه ، براى ترويج نوغان‌دارى و صنعت ابريشم ، مردم را به كاشتن اين درخت تشويق كردند . در شهر و روستاها معمولا اين درخت يافت مىشود . درخت بيد هم به‌طور پراكنده در اينجا و آن‌جا مىبينيم . از تهران كه روانه مىشويم و به قزوين مىرسيم ، در اين شهر درخت سيب فراوان است و باغستان سيب بسيار ، و فروش ثمر اين درخت مدد معاشى براى كشاورزان و باغداران است . جنگل‌هاى شمال البرز را كه پشت سر بگذاريم و به ايالت گيلان برسيم ، براى نخستين‌بار جنگل انبوه مىبينيم . در اين كوهستان و دره‌ها ، درخت « كه‌ياكى zelkova tree » و « ماكى black pine » و شمشاد و درخت فندق و درختان ديگر كه چوب ممتاز دارد ، مىبينيم . در اين ولايت درخت و سبزه