فرهاد ميرزا

83

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )

وزير مختار يك پرده به تعجيل انجام داد . وقتى كه به واپور رفتيم آوردند . در دو سه بندر كپيتان كشيده بود و نمىدانست . صبحى كه به سطح كشتى براى تماشاى چاناق‌قلعه آمدم به علم شير و خورشيد نگاه كردم ديدم دست و پاى شير به هوا است و پشت شير به‌طرف كشتى ، به كپيتان گفتم : « اين شير چرا اين‌طورى شده است ؟ » تركى كمى مىدانست ، گفت : « افندم ، من بله خيال ايتدم كه ايران شيرنين عادتى بودور « 1 » . » معلوم شد خياط شبانه به تعجيل ، غلط دوخته است . فورا پردهء شير و خورشيد را پايين كشيده به خياط كشتى داد ، در عرض چند دقيقه درست كرد ، باز به دكل وسط كشيد . كپيتان ملول و محزون بوده : « من در دو سه بندر اين را كشيدم و آن‌ها هم در جواب علم مىكشيدند . چنان مىدانند كه اين پرده مال كشتى من است كه من به غلط اين پرده را ساخته‌ام . در نزد آن‌ها خجل خواهم بود . خيلى از شما ممنون شدم كه ملتفت اين معنى شده مرا آگاه كرديد . » القصه ، چاناق‌قلعه به اسم ظروف سفالى كه آن‌جا مىسازند موسوم شده است . در آن‌جا دولت عثمانى توپ و استعداد دارد و گلوله‌هاى سنگى بزرگ از قديم تراشيده‌اند كه به جهت توپ و خمپاره انبار كرده‌اند . چاناق‌قلعه در وسط بغاز در طرف يسار است . در آن‌جا عرض بغاز بسيار كم است . گلوله شمخال از اين‌طرف به آن‌طرف مىرسد . در مقابل او در طرف يمين كه خاك اروپا بود قلعه‌اى است مسمى به « كليد بحر » كه در آن‌جا هم استعداد بحريه و توپ است . واپور در چاناق‌قلعه به قدر يك ساعت مكث كرد و شش ساعت و نيم از دسته گذشته وارد باغچه آداسى شديم . در آن‌جا تقريبا يك ساعت مكث كرد و چهار ساعت به غروب مانده كشتى روانه شد . بعد از آن‌كه دو ساعت از شب گذشت به بندر مىتىلين رسيديم كه عثمانىها مدللو 55 مىنويسند و مدلى ، به كسر ميم و كسر دال مشدده نيز مىگويند كه جزيره به اسم اين بندر خوانده مىشود . تقريبا سى هزار نفر جمعيت دارد كه مشتمل بر بيست و چهار قريه و بندر است . القصه ، حركت كشتى از اسلامبول تا ازمير از اين قرار است : از اسلامبول تا گلىپولى حركت ما بين جنوب و مغرب . از گلىپولى تا چاناق‌قلعه تا سدل‌بحر كه در طرف يسار و قوم قلعه كه در طرف يمين است حركت به جنوب مغرب است . كيپ‌هيس - يعنى دماغه هيس - در طرف يسار است و از آن پس داخل درياى ارچىپيلگو - يعنى جزاير مجموعه - مىشود . از قوم قلعه - يعنى قلعه ريگى - كه بالاى يك قلعه ساخته شده تا باغچه آداسى - يعنى جزيره باغچه - كه تمامى آن انگور است و به يونانى « تندوس » مىگويند حركت به جانب جنوب است . در باغچه آداسى هم از قديم سلاطين عثمانى توپخانه داشته‌اند و بعضى « بوغچه آداسى » مىنويسند .

--> ( 1 ) يعنى من : چنان مىدانستم كه عادت ايران اين است كه شير را وارونه مىكشند كه پاى شير بر هوا باشد .