فرهاد ميرزا
75
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )
كوه آرارات بر سر مىنهاده . و شيخ الاسلام به همان تركيب است ولى عمّامه او مدوّر است . ولى لازم نكرده است كه همهء آن تماثيل قامتهاى به آن بلندى و دماغهاى به آن بزرگى و چشمهاى به آن گشادى و ريشهاى به آن تركيب غريب داشته باشد . قتل ينگچرى كه سلطان محمود خان ثانى اقدام كرد در سنهء يك هزار و دويست و چهل و يك است كه غزاى اكبر تاريخ آن واقعه است و تاكنون پنجاه و يك سال گذشته است . البته اشخاصى حالا ماندهاند كه آن اشخاص را به شخصه ديده و شناخته باشند ولى هرگز چنين صورتهاى مهيب و هيئتهاى عجيب نداشتهاند . ينگىچرى هم طايفهء مخصوصى نبوده است كه بگوئيم جنس و هيئت خلقى و طبيعى آنها اينطور بوده است . هركس داوطلب مىشد و به عسگر داخل مىشد او را ينگىچريك مىگفتند ، رفتهرفته كاف را براى تخفيف حذف كرده « ينگىچرى » گفتند . مثل غلامان ترك كه در عهد خلفاى عباسى در عزل و نصب خلفا مختار شدند كار اين طايفه هم به آنجا كشيده تا ، سلطان محمود خان اقدام به كار بزرگى كرد و جمعى را كه سالهاى بيشمار در عزل و نصب و قتل سلاطين مختار بودند بىخبر قرين هلاك و بوار ساخت . اين كار سترگ بر حزم و عزم آن پادشاه دليلى بزرگ است . القصه ، در زمان ما هم سى سال قبل كلاههاى دراز رسم بوده به قدر نيم ذرع مىشد . حالا كه كلاه كوتاه رسم شده است در صورتها و اشكال ، كه آن كلاهها را مشاهده مىكنيم تعجب مىكنيم . آن لباسهاى غريب و حمل چندين قسم اسلحهء عجيب كه استعمال او در جنگ براى يك شخص ممكن نيست براى آن است كه مردم ديگر به صرافت آن زمان نباشند و نفرت از آن لباس و اساس داشته باشند . از آنجا به بازديد شريف عبد المطلب رفته استمداد فيضى شد . پسر وسط مشاراليه شريف جبار به مكه معظمه رفته است . او را سفارش مىكرد كه در مكه خدمت شما مىرسد . از آنجا به منزل برگشتيم و جناب معين الملك از منزل عبد الله به احوالپرسى جناب صدراعظم محمود پاشا رفت و زود برگشت . عكس او را ثانيا با هم انداختيم . روز سهشنبه شانزدهم شوال المكرم : بعدازظهر جناب « سر هنرى وليوت » سفير كبير انگليس به ديدن آمد . مدت هشت سال است كه در اسلامبول اقامت دارد و به جهت تعمير سفارتخانه دريالى « 1 » بودند . از آنجا تشريف آورده بودند و از خطوط سرحديه حرف در ميان آمد . بعد از آن ، جناب مدحت پاشا والى بغداد آمدند كه حالا وزير عدليه است . مذكور داشتند : « مدتى با هم در بغداد و كردستان همجوار بوديم ، خيلى ميل خدمت شما را داشتم . » من هم همانطور اظهار اشتياق كردم . قدرى اختلاج در چشم و رو پيدا كرده است . اگر زيادتر نشود خوب است . چنانچه سبب معزولى صفوت پاشا وزير امور خارجه كه در همين چند روزه اتفاق افتاده به جهت اختلاج چشم و ابرو و دهن و رو بوده است كه خاطر سلطان از ديدار او مشمئز مىشده است . از آنجهت صفوت را كدر كرده
--> ( 1 ) يالى عمارت ييلاقى را به تركى گويند كه در كنار بوغاز باشد .