فرهاد ميرزا

57

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )

خيال دوّم بواسطهء تقطيع حروف و ادخال اعراب به آنها و اسقاط كل نقاط ؛ و اين‌كه در حروف عرب يا عجم نقطه است البته حكمتى و سرى دارد ، ما هو بالهزل . چنانچه حضرت امير المؤمنين على عليه السلام مىفرمايند : « سرّ الكتب المنزلة فى القرآن و سر القرآن فى فاتحة الكتاب و سر فاتحة الكتاب فى بسم الله الرحمن الرحيم و سر بسم الله الرحمن الرحيم فى نقطة تحت البآء و انا نقطة تحت الباء . » شيخ عبد الوهاب بن احمد الشعرانى 39 در كتاب ميزان روايت مىكند كه : « قال على عليه السلام ( لو شئت لاوقرت لكم ثمانين بعيرا من علوم النقطة التى تحت البآء ) . » اگر نقطهء تحت باء يا نقاط ديگر در حروف معجمه فايده نداشت عالم علم ، « سلونى قبل ان تفقدونى » ، چنين فرمايش نمىكرد . القصه ، مشاراليه مرد فاضلى است . زبان روسى را خوب مىداند . ترجمه خوب مىكند و عربى ، تركى و فارسى را هم مىداند . طبع شعر نيز دارد . مذهب شيعه دارد ولى احدى عشرى المذهب و اشعرى 40 الاعتقاد است . به جبر قايل است . به ولادت قايم عجل الله تعالى فرجه اعتقاد ندارد و اين حديث را مىخواند : « سيولد من ولد فاطمه مهدى يملا الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا . » و مىگويد هنوز متولد نشده است . اين شعر را دايم مىخواند كه شيخ محمود شبسترى 41 در گلشن راز 42 گفته : « هر آن كس را كه مذهب غير جبر است * نبى فرمود كو مانند گبر است » والدش ميرزا محمد تقى از قريهء خامنهء ارونق است . ارونق يكى از بلوكات هيجده‌گانهء تبريز است . و والده‌اش از اهل شكى بوده و اصلش از طايفهء مقدم مراغه بوده كه به شكى رفته و چند سال نيز در قراباغ بوده . بعد از فتنه روس و ايران در سن بيست و هشت سالگى به قراباغ و شكى آمده در نزد اخوال خود مانده ، ميل مراجعت ايران نداشته و در دولت روس صاحب‌مناصب عديده شده است . القصه ، بعدازظهر به تماشاى موزه رفتيم . مرغ‌هاى خوب دارد . ماهى بزرگ سياهى بود كه پوست كلفت سياه داشت . گويا چرم كلفت سياه يك‌پارچه‌اى بر او كشيده‌اند . پارسال در ساليان گرفته‌اند ، به قدر سه ذرع مىشد . پروانه‌هاى خوب داشت . دو ببر خوب داشت . گاوميش جنگلى وحشى بود ، خيلى قوىهيكل كه نديده بودم . گراز بسيار بزرگ كه به قدر يك خر بود . از آن‌جا به تماشاى قورخانه و جبه‌خانه و سربازخانه كه در دامنهء كوه شمالى است رفتم . از پل آهنى گذشتيم كه بر روى كر ساخته‌اند . در آن‌جا كر ، دو شاخه مىشود كه ميان او جزيره