فرهاد ميرزا

51

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )

دامنهء كوه جنوبى كه به اسم او معروف است . از بادكوبه تا تفليس سى و دو چاپارخانه است . تفصيل اسامى و ورس‌هاى معلومه آن‌ها از قرار تفصيل است : - اما ورس « بر وزن خرس » هر ورسى پانصد ساجن است و هر ساجنى سه ذرع روسى است . ما ورس را با ذرع بزازى عراقى پيموديم . هريك ذرع روسى مساوى نيم ذرع و سه گره است ، يك ساجن كه سه ذرع روسى است معادل سى و سه گره خواهد بود كه دو ذرع و يك گره است . هر بيست و چهار ساجن معادل شانزده ذرع و نيم خواهد بود و هر چهل و هشت ساجن معادل سى و سه ذرع است . يك ورس روسى كه پانصد ساجن است هزار و پانصد ذرع روس است كه يك هزار و سى و دو ذرع و سه چارك به ذرع عراقى بزازى است ولى تجار در معامله ، اكنون پانصد ساجن را هزار و پانصد ذرع حساب مىكنند و همهء تجار پانصد ذرع روسى را در دادوستد سيصد و پنجاه ذرع عراقى مىگيرند و مىدهند و با عمل تحقيق ، در هزار و پنجاه ذرع هفده ذرع و يك چارك تفاوت دارد - از بادكوبه تا چاپارخانهء سراى ، هفده ورس و سه چتور است - هر چتور ربع ورس است - از سراى تا اربات ، چهارده ورس و يك چتور . آبش بد است . از اربات تا لعنت‌نامه ، يازده ورس . آب ندارد ، از راه دور مىآورند . از لعنت‌نامه تا چاپارخانهء جنگى ، دوازده ورس . آبش بد است . جملتان پنجاه و پنج ورس راه است . از جنگى تا نقىكرپى ، هفده ورس و نيم . آبش تلخ است . از نقىكرپى تا مرزه ، دوازده ورس و سه چتور . آبش بد است . مرزه محركة به تقديم المهمله على المعجمهء از مرزه تا آجىدره ، پانزده ورس و يك چتور . اسم بامسمى [ اى ] است ، آبش تلخ است . از راه دور آب شيرين مىآورند . از آجىدره تا شماخى ، دوازده ورس و يك چتور . جملتان پنجاه و هفت ورس و سه ربع است . از شهر شماخى تا چاپارخانهء شراديل ، هفده ورس و يك چتور است . از شراديل تا آق‌سو ، نوزده ورس و سه‌چتور . جملتان سى و هشت ورس راه است . از آق‌سوتا كلولى - به ضم كاف عربى - دوازده ورس . كلولى دو قريه است ، يكى اهلش مسلمان است ، قدرى دور است و آن‌چه مالاغان است در حوالى چاپارخانه است . از كلولى تا قرامريم ، دوازده ورس و سه چتور . از قرامريم تا گوگ‌چاى ، دوازده ورس و دو چتور . جملتان پنجاه و پنج ورس و يك چتور . از گوگ‌چاى تا توريان‌چاى ، بيست و دو ورس . چاپارخانه توريان‌چاى عوض شده در نزديكى او در آق‌داش چاپارخانه ساخته‌اند . او در دامنهء كوه بود و آق‌داش در صحرا . از آق‌داش تا عرب ، چهارده ورس . از عرب تا چماقلو ، شانزده ورس . جملتان پنجاه و دو ورس . از چماقلو تا مينگه‌چور ، نوزده ورس و يك چتور . از مينگه‌چور تا قارقلىچاى ، بيست ورس . قارقلى به زبان تركى به معنى نى است و قارقيلى يعنى نىزار . از قارقلىچاى تا كورك‌چاى - با دو كاف عربى به معنى بازو - نوزده ورس . از كورك‌چاى تا شهر گنجه ، بيست و يك ورس . جملتان چهل ورس . از شهر گنجه تا قرايور ، كه چاپارخانه ناقص است ، اسب بسته‌اند و جاى نشيمن ندارد هفده ورس . از قرايور تا شمكور ، نوزده ورس و نيم . از شمكور تا زَگم - با كاف فارسى - بيست و دو ورس و دو چتور - جملتان پنجاه ورس . از زگم تا طاووس ، نوزده ورس . از