فرهاد ميرزا

18

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )

عمرش بفزا و رنج كم كن * وز دولت و عمر ، محتشم كن تأييد دهش به ملكرانى * توفيق به مملكت ستانى عدلش معروفِ روم و چين كن * هم چيره به دشمنان دين كن هم زنگ غمش ز سينه بزداى * بر وى در علم و فضل بگشاى وين بنده « وقار » كز دل و جان * پيوسته بود ترا ثناخوان آسودگىاش ز هر بلا بخش * بر اين مس تيره كيميا بخش تمت المقالة الوقاريّه