حسين بن عبد الله سرابى

شرح حال 21

سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى )

او را طرفدار انگليسها قلمداد ميكرده‌اند . شاه در دستخط خود مينويسد : « . . . در فقره كه نوشته بودى بعضى شما را طرفدار انگليسها ميشمارند به خدا قسم از هيچ‌كس از اين نوكرها كه حالا هستند اين فقره را نشنيده‌ام و ابدا همچه عرض نكرده‌اند و البته چون ميدانند كه بسياربسيار حرف لغو و بيهوده است ، اگر هم در دل داشته باشند عرض نميكنند و حال آنكه گويا در دل هم نداشته باشند و تو همچه نوكر نيستى كه اين نوع حرفها در حق تو بزنند . . . در دنيا هميشه در ميانهء نوع بشر حسد و بخل بوده و هست و هيچ‌وقت دنيا از اين خالى نخواهد بود . ليكن پادشاهان و بزرگان بايد عاقل باشند و گوش بحرفهاى بيهوده ندهند . . . و گويا كسى نتواند در خدمات مختصهء شما مداخله بكند . اگر هم شده باشد سهوا بوده است . بعد از اين ملاحظه خواهد شد . . . » ، ازين عبارت اخير خوب مستفاد مىشود كه امين الدوله از دخالت افراد ديگر در امورى كه مربوط به دو بوده است نارضائى داشته و تصورش آن بوده است كه شاه ديگران را در كارهاى او مدخليت مىداده است . تصوير 15 - جواب شاه است به عريضهء فرخ خان باز در موضوع حرفهائى كه مردم دربارهء او مىزده‌اند و شاه فرخ خان را با اين عبارت دل مىداده است كه : « . . . حرفهاى مردم را بىمعنى بدانيد . . . » ، از ظاهر دستخط برمىآيد كه در زمان حضور فرخ خان در تهران صادر شده است . 3 - دوران بىمهرى حقيقى تصوير 16 - عريضه‌اى است از فرخ خان با دستخطى از شاه در حاشيه . از عبارت « قريب چهارده سال است » برمىآيد كه تاريخ انشاء آن 1278 بوده است . درين عريضه فرخ خان عزل از وكالت مازندران را نشانه‌اى از عدم محبت شاه نسبت به خود ، در نتيجهء بدخواهى ديگران ، دانسته است و مىدانيم كه امين الدوله