عليرضا عضد الملك

79

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )

مىآيد . باغاتى كه اين طرف واقع شده با آنچه زراعت در تحت باغات دارد از آن آب مشروب مىشود . رباطى وسيع در وسط باغات و دهن دره از ابنيهء شيخ على خان ، وزير شاه سليمان صفوى طاب اللّه ثراه ، دارد . حاجى جعفر خان در آن‌جا هم سنگ نصب كرده است . عباس قلى خان در جنب آن كاروان‌سرايى از خشت و گل ساخته . چون جديد البنا است آن‌جا براى زوار خوش‌تر مىگذرد . قريب پنجاه خانه رعيتى درب رباط هست كه سكنهء آنها كفايت خريد و فروش زوّار و مترددين را مىنمايند . غلّه‌اش كفاف مصارف آن‌جا را نمىكند . خصوصا آن‌كه اغلب سال‌ها ملخ [ آن را ] مىخورد . غله از ماهى دشت مىآورند . انگور عسكرى آن‌جا ممتاز است ، بلكه بعضى معتقدند كه در هيچ ولايت انگور عسكرى به لطافت و طعم و درشتى آن‌جا نمىشود . شنيدم در كوهسار كرند چاى ممتاز مىرويد ، هوايى لطيف و فضايى دلكش دارد ، مردم آن‌جا قوى الجثه 58 و سنى البنيه 59 هستند و اغلب خوش‌اندام و باطراوتند و بعضى از اناث و ذكور آن‌جا در حسن و ملاحت و تناسب اعضا چنانند كه توانم در وصف آنها كتابى تصنيف نمايم و فصل و بابى نويسم . ولى حديث عشق به طومار درنمىگنجد . كيفيات را نقل و تحويل محال است و از ترصيع كلام و تصنيع لفظ اگر فايده‌اى است سامعه را است ، و الّا آب مرواريد دندان و آتش ياقوت لب را جز به چشم نتوان تميز داد و لذا بادام چشم و سيب زنخدان را جز به ذوق ملاقات نتوان دريافت كرد و شميم بنفشهء موى و رايحهء مشك خال را الّا به دماغ روح نشايد درك نمود و طراوت سورى 60 عذار و نعومت 61 نسرين‌تن الّا به لب و دست نشايد معلوم كرد . تا ماهى سقنقور 62 ساعد 63 و ساق در كف نيفشرى عنن طبع زايل نشود و تا عناب لب به دهان نمكى ضعف از دل نرود . بسيار فرق باشد از انديشه تا وصول . در اين صورت بيان اين مطلب را موقوف به وجدان مىنمايم . آن روز را كه روز نهم [ ذى الحجه ] بود در آن‌جا توقف نموده مصمم شديم كه عيد را هم آن‌جا بمانيم . در همان روز مقارن غروب آدمى از جانب نوّاب و الا عماد الدوله آمد و پاكتى آورد ، صورت تلگرافى 64 كه كارپرداز از بغداد به خانقين زده و به ميرزا بيگ نايب آن‌جا اعلام نموده بود كه معجّلا خدمت نواب و الا بفرستد ، ملفوف پاكت بود [ بدين مضمون ] كه دور بغداد را آب احاطه كرده ، حامل هديهء همايونى در كرمانشاهان توقف نمايد تا خبر ثانى از من برسد . نواب و الا نوشته بودند كه دو روز بعد از حركت شما اين خبر رسيد ، حال‌كه رفته‌ايد مراجعت صورتى ندارد و پسنديده نيست ؛ البته اين نوشته در كرند مىرسد ، آن‌جا براى علف دواب عسرت است ، نمىتوانيد توقف نماييد ؛ به سر پل ذهاب برويد كه چهارپايان در وسعتند ؛ ملك نياز خان هم آنجاست ؛ پس از ورود بفرستيد از خانقين به توسط تلگراف به كارپرداز خبر بدهند كه نذر همايونى وارد پل ذهاب شده و تكليف بخواهيد . رقيمهء نواب و الا و تلگراف‌نامه 65 را ضبط نموده ، آن شب و شب ديگر را آن‌جا بمانديم و روز