عليرضا عضد الملك

76

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )

و خرم و چشمه آبى سرد و گوارا دارد . براى صرف ناهار پياده شده ساعتى بياسوديم و ناهارى مهنّا 51 صرف نموديم و كباب بره در حضور پخته ، خورديم و دعا به وجود مبارك شاهنشاهى روحنا فداه نموديم . در جميع آن كوه جنگلى است [ كه ] گل و رياحين رنگارنگ و بنفشهء فراوان و كبك بىاندازه دارد . بعد از ناهار روانه شده از آن دره به دشتى رسيديم كه يك فرسنگ و نيم عرض و تخمينا چهار فرسنگ طول دارد ، موسوم به دشت زبرى است و هر جاى از آن‌كه به آب و ديم زراعت شود ملكى على اكبر خان كلهر است . جاده در عرض جلگه واقع است [ و ] منتهى مىشود به گردنهء نعل‌شكن [ كه ] اگرچه مسافت و ارتفاعى ندارد ، ولى چون سنگ صاف است ، سم اسب مىلغزد . در بالاى آن گردنه چند نفر از اكراد كلهر ايستاده بودند ، گفتند مأمور به حفظ و قراولى هستيم . اما اسلحه [ اى ] كه قراولان را شايد نداشتند و در گدايى ماهر و كامل بودند . از آن طرف گردنه چند خانوار رعايا سكنى داشتند . آن‌جا زمينى است به ظاهر سخت ، ولى بعضى جاها كه از باران گل شده بود با وصف چهار پنج روز تابش آفتاب ، باتلاقى سخت و صعب بود . قدرى از راه ماهور است و پس از آن جلگه‌اى است و رودخانه از وسط آن جلگه جارى است . گوسفند زيادى از كلهر در آن صحرا به نظر آمد . از آن رودخانه كه مىگذرد كوهى است و تنگه [ اى ] دارد كه از آن‌جا وارد جلگهء هارون‌آباد مىشود . از آن تنگ جاده به دست راست و [ به طرف ] دامنه كوه مىپيچد . از آن‌جا تا هارون‌آباد نيم فرسنگ بيش‌تر است . رباط در زير كوه است و آبادى در ذيل رباط واقع شده . مقابل در رباط كوچه‌اى است و خانه‌ها در طرفين كوچه است . از آن‌جا عبور نموده به خارج آبادى كه دو رودخانه به فاصلهء صد قدم از يكديگر جارى است ، در زمينى زمرّدفام فرودآمديم . غلام كورى را كه از كناركرد بازپس فرستاده بودم عوض او را روانه داشته بودند ، آن روز مقارن غروب وارد شد . از مقرب الخاقان ، آب‌دارباشى مراسله آورد و چون در تحويل حمل و عيد نوروز اين سال از عتبه‌بوسى آستان اعلى محروم بودم از رشحات سحاب بذل و عواطف خسروانه خلد اللّه ملكه و سلطانه آبدارباشى موازى دو عدد اشرفى دوهزارى و چهل و هشت عدد شاهى كه از كواكب سپهر برترى داشتند و هريك از يد بيضاى كليم حكايت مىنمودند به صحابت مشار اليه انفاد داشته و نوشته بود از دست مبارك ، به اسم آن فدوى خانه‌زاد درگاه كيوان‌جاه مرحمت شده است . خداى تعالى جان هزاران چون اين خانه‌زاد فدويت شعار را به قربان مراحم و توجهات خاطر خورشيد مظاهر همايونش فرمايد كه پرتو الطافش را مانند اشعهء آفتاب به قرب و بعد تفاوتى نيست و چون مرآت مشيت ذى ظلّ جلّ شأنه كه هرآنچه موجود را صدق نمايد محيط و شامل است و پيوسته رازق و باذل ، ضمير منيرش بر جميع فدويان دولت و خانه‌زادان حضرت الى ادنى رعيت حاوى و جامع است و همواره معطى و مفضل ،