عليرضا عضد الملك

44

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )

پل شاهى مىنامند ولى خرابى كلى دارد ؛ هرگاه مرمت نشود با وصف طغيان آب بهار زود منهدم شود . جانب شمالى رودخانه نزديك پل جليل خان بيات رباطى ساخته است كه براى عابرين خاصه در فصل زمستان بسيار به‌جا است و آن جلگه‌اى است آباد و غله‌خيز كه به شرّا معروف است . قراء و مزارعى كه از آن به قلم رسيد و در دو طرف از آب رودخانه مشروب مىشود به موجب تفصيل ذيل است : قريهء ديزآباد ( خالصه ) ، قريهء كوشيردل ( 4 دانگ خالصه ، 2 دانگ ملك عبد الحسين خان ) ، قريهء ده‌چاى ( جليل خان بيات ) ، قريهء پورال ( خالصه ) ، قريهء سيرال ( ميرزا حسن پسر ميرزا اسحق ) ، قريهء كيزينه ( خالصه ) ، قريهء چخماق‌تپه ( خالصه ) ، قريهء چزال ( رعايا ) ، قريهء براب ( خالصه ) ، قريهء سوه ( عبد الحسين سلطان ) ، قريهء حسين‌آباد ( محمد حسين خان ) ، قريهء ميلاكرد ( نواب فيروز ميرزا ) ، قريهء توتل ( ميرزا حسن ) ، قريهء كردخورد ( اسمعيل خان ) ، قريهء جنداب ( 4 دانگ خالصه ، 2 دانگ محمد حسن خان ) ، قريهء كارزال ( ملك سادات ) . و اين قراء و مزارعى است كه از راه به نظر مىآمد و الّا آبادى آن جلگه زياده از اين است . نهايت جلگهء شرّا كتل كوچكى است كه جانب شرقى آن شرّا است و طرف مغربى آن خاك ملاير است . در سر آن كتل كنار آب‌هايى كه از برف جارى بود ناهار خورديم و در اول خاك ملاير قريهء بابارئيس است و اطراف صحراى آن‌جا را كوه احاطه دارد . سابقا قريهء مزبور خالصهء ديوانى بود ، حال به منال خالصه واگذار به رعيت شده و ازاين معامله صرفه با ديوان عظام است و زراعتش اغلب ديم است . در كوه مشرقى آن صحرا تنگى است كه از آن‌جا وارد جلگهء دولت‌آباد مىشود . در دهنهء تنگ ديهى است موسوم به ازناب ، خالصهء ديوانى است و عشرتگاه مرحوم شيخ على ميرزا بوده است . از آن ديه به فاصلهء ثلث فرسنگ شهر دولت‌آباد است كه در اين وقت رتق و فتق مهام ديوانى و ولايتى آن‌جا مفروض به ميرزا اسد اللّه خان نايب وزارت علوم است كه از معتمدين و امناى ملك جناب مهد عليا و ستر كبرى دامت شوكتها است . آنچه از اعالى و ادانى و اصناف اهالى ملاير از طرز و طور و سبك و سلوك او تحقيق شد بنياد نظام مهام آن ولايت به اعتضاد عدل و داد محكم است و عقد و ربط امور جمهور رعيت به نصفت 109 و مرّوت توأم . دلى فارغ و زبانى آسوده نيست ، زيراكه دل‌ها همه در بند و فور سرور و بهجت‌اند و زبان‌ها همه در رهن اداى شرايط دعاى دوام دولت . الحمد للّه تعالى از به دو اين دولت روزافزون روزبه‌روز جميع ممالك به تزايد آبادى و صلاحيت است و تمام مسالك به رفاهيت و امنيت ، كه حكام و عمّال ممالك و ولايات از دو نوع خارج نيستند ، يا ارباب عدل و انصافند ، يا اصحاب جور و اعتساف 110 . اگر به عدالت و نصفت آراسته‌اند حسن خداداده را حاجت مشاطه نيست ، و هرگاه مفطور 111 و مجبول به جورند سطوت و صولت خديو دادگستر و داور عدل‌پرور ، حافظ ملك و حارس رعيت است .