عليرضا عضد الملك
10
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )
سامره را گرفته است كه راه رفتن و عبور براى هركس غير مقدور است ، مگر باقفه و سفينه ؛ در اين صورت از بعقوبيه به اين طرف آوردن خشتهاى طلا با دواب ممكن نخواهد بود . اگر به قفه و سفينه گذاشته شود علاوه از اينكه مخارج و زحمت زياد دارد ، آن شكوه و تشريفات كه فراهم آوردهام يك جهت به هدر خواهد رفت و اين هديهء همايون در انظار خلق هيچ جلوه نخواهد كرد . . . » [ س . ش : 4 ] از اسنادى كه به دست آمده چنين برمىآيد كه مقامات دولت عثمانى نيز با هماهنگى كارگزاران ايرانى كمال همكارى را در حفظ امنيت و آئين استقبال و تشريفات خاص داشتهاند . نامهء 16 ذيحجهء 1283 كارگزار بغداد به عضد الملك گوياى اين مطالب است : « . . . بر موجب احكام و تعليمات وزارت جليلهء خارجه اسباب احترام و پذيرايى سركار را ، از سرحد خاك عثمانى به اين طرف ، در كمال خوبى فراهم آوردهام . از جناب نامق پاشا ارودى عراق و والى بغداد عثمان بيگ ميرآلاى كه در رتبهء سرتيپى اول است با دويست سوارهنظام و يك دسته موزيكانچى گرفته محض استقبال و مهماندارى سركار روانهء سرحد خانقين نمودهام كه الان در آنجا منتظرند . . . از طرف حكومت هم باز تشريفاتچى مخصوص بيرون خواهم آورد . . . » [ س . ش : 5 ] عضد الملك پس از خروج از تهران ، هرچه را كه به چشم ديده يا به گوش شنيده يادداشت كرده است . در اين سفرنامه به طبيعت بسيار پرداخته شده و تقريبا در تمامى صفحات صحبت از گل و دشت و چمن است و ناگفته نماند كه اين موضوع از ويژگىهاى سفرنامههاى دورهء قاجاريه مىباشد . عضد الملك از ابتداى اين سفر به هر آبادى و دهى كه رسيده تحقيقاتى در وضعيت آنجا نموده است . اين تحقيقات شامل تعداد جمعيت هر آبادى ، سياق معيشت آنجا اعم از كشاورزى ، دامدارى و غيره ، نوع مالكيت آبادى و همچنين كيفيت و كميت ابنيه و اماكن عام المنفعه از قبيل آبانبارها ، مساجد ، پلها ، كاروانسراها و غيره مىشود . جالبترين ويژگى گزارش سفر درونمرزى عضد الملك ، ديدگاه انتقادى او به مفاسد ، خرابىها ، رشوهخوارىها و زورگويىهاست ؛ اين ديدگاه با توجه به اينكه او سفرش را براى شاه تنظيم كرده و خود يكى از درباريان بانفوذ و قوم