ناصر الدين شاه قاجار

71

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

حاجى آقا محسن و دو نفر ديگر آقا سيّد على اكبر عمومى حاجى آقا محسن و ميرزا سيّد سليم پيشكار جناب مشار اليه بودند و خلعت به آنها مرحمت شده بود بحضور آورد برادر جناب حاجى آقا محسن با اينكه كوچكتر از حاجى آقا محسن است و زياده از پنجاه و دو سال ندارد صورة خيلى پير شده و ريش سفيدى دارد بعد از ديدن آنها رانديم همه‌جا از ريشهء كوه راست بند سواره ميرفتيم راه كالسكه از وسط اين جلگه بود ولى ما ميل كرديم سواره از جادّهء باريكى كه در پاى سلسلهء اين كوه بود برويم گاهى از توى دهات و گاهى از كنار حاصل زراعات ميرفتيم تا رسيديم بقريهء غبرته كه چشمهء آبى داشت امّا آبش ماهى داشت غالب آبهاى اينجاها خوردنى و گوارا نيست از آنجا هم گذشته رفتيم تا رسيديم بچشمهء كه تقريبا پنج شش سنگ آب داشت امّا سرچشمه چندان خوب نبود رفتيم تا وسط چشمه كه ميرفت بده سورانه ما بين ده و سرچشمهء كه زير كوه راست‌بند است فرموديم آفتاب‌گردان زدند اطراف اين چشمه و نهرى كه از آن جاريست همه چمن است كوه راست‌بند هم خيلى باينجا نزديك و برف زيادى دارد امّا خيلى غريب است كه به اين همه برف هوا خيلى گرم و شبيه بهواى ورامين طهران بود يعنى گمانمان اين است كه در اينروز گرمى هوا بيشتر بواسطهء ابر و نوزيدن باد بود نهار خورديم جناب امين السّلطان هم تا نهارگاه در ركاب ما بود از اينجا به راه كالسكه‌رو منحرف شده به طرف منزل رفت بعد از نهار كمى استراحت كرده