ناصر الدين شاه قاجار
69
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
بتماشاى شتران كوه و جلگهء جاپلق و دهات اطراف مشغول بوديم دهاتى كه ديروز از نمككور الى عمارت از دهات عراق ديديم از اينقرار است ( زيره ) ملكى صمصام الملك ( اسكن ) ملكى ايضا ( خورماق ) ملكى ايضا ( مهاجران اوّل ) ملكى ايضا ( مهاجران دويّم ) و ( مهاجران سيّم ) ملكى رعيّت است ( البرج ) ملكى قوام الدّوله ( دمبه ) خرده مالك است ( ده كزّار ) ملكى حاجى آقا محسن ( قدمگاه ) ملك ايضا ( ده پول ) ملك ايضا ( قيز ) خرده مالك ( ورقا ) ملك آقا رضا خان ( اكبر آباد ) مال آقا اكبر ( دلاور ) ملك محمّد تقيخان ( تجره ) و ( دستجرد ) ملكى حاجى آقا حسين و اخوانش ( حصار ) ملكى حاجى آقا محسن ( هفته ) ملك ايضا ( عمارت ) ملك ايضا خلاصه دو ساعت و نيم بغروب مانده قهوه خورده سوار شديم كه به منزل مراجعت كنيم يكراهى وقت آمدن طرف دست راست كوه ديديم كه بآقاخان نايب فرموده بوديم بفرستد ببيند چطور راهى است جلودارى فرستاده بود جلودار همين جا خبر آورد كه خوب راهى است امّا ما فرموديم از اين راه نميرويم اكبرخان نايب ناظر و فخر الملك و احمد خان و غلامحسين خان جنرال و عبد الحميد خان و شمس الدّين خان هم كه از اينراه دره به منزل آمده بودند عرض ميكردند خيلى بد راهى است از اسب پرت شده و خيلى از راه را پياده رفته و صدمه خورده بودند ولى ما از اوّل از راه درّه نرفته راه نرمان