ناصر الدين شاه قاجار

61

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

تماشا كرديم جمعيّت زيادى هم از اهل شهر براى تماشا جمع شده بودند روز جمعه چهاردهم امروز ميخواهيم برويم بهزاوه كه مسقط الرّاس مرحوم ميرزا تقيخان امير نظام است از قراريكه ميگويند دو فرسنگ راه است صبح برخاستيم جناب امين السّلطان بحضور آمد او را ديده بعضى كار و فرمايشات فرموديم و رفت بعد حكيم الممالك اولاد مرحوم قايم مقام را بحضور آورد بعد از آن سوار شده افتاديم به همان راه مرزى جران كه ديروز آمده بوديم و از پشت مرزى جران گذشته رفتيم تا بقريهء مهرآباد كه در دست چپ واقع بود و چند مزرعه هم داشت كه اسامى مزارع تيمورآباد و شهرستانك و احمدآباد و بيدك است از مزارع نيز گذشتيم جمعيّت زيادى از رعايا جلو آمده بودند سيّدى هم جناب حاجى آقا محسن بلد همراه ما كرده بود كه در جلو بود همه جا رفتيم تا بدرّهء كه رو بجنوب ممتدّ بود بنهر آبى رسيديم كه به قدر يك سنگ و نيم آب داشت از آن آب هم گذشته قدرى كه رفتيم بنهر اوه رسيديم دو محلّه دارد يكى محلّه پايين كه اسمش كنگرستانست و ديگر محلّهء بالا كه اسمش كرهزار است از كرهزار هم گذشته براهنمائى بلد به طرف بالا براى سرچشمه رفتيم تا بنزديك گردنه رسيديم كه آنطرف گردنه مزرعه‌ايست ديم‌كارى ميكنند كه جزو همين سزاوه و اسمش بانه است وسعت‌گاهى در آنجا ديديم باصفا كه گل