ناصر الدين شاه قاجار
58
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
مالك هستند بعد از اينها ده ضامنجان است كه مال ورثهء مرحوم ميرزا تقى ضياء الملك است بعد عقيلآباد است همه جا رانديم تا ميانهء ضامنجان و عقيلآباد در سر قنات ضامنجان كه به قدر چهار پنج سنگ آب داشت فرموديم آفتابگردان زده نهار حاضر كردند در نهارگاه مجد الدّوله فخر الملك اجودان مخصوص ميرزا محمّد خان اكبر خان احمد خان اديب الملك حسنخان جلال الملك معتضد السّلطنه محمّد حسينخان رئيس اصطبل توبخانه غلامحسينخان جنرال على آقا ناظم خلوت اعتماد الحضرة و غيره حاضر بودند بعد از نهار درويشى پيدا شد از اهل كرمان اسمش عريانعلى شاه كه بوق ميزد و مدح ميخواند فرموديم آمد قدرى شعر خواند و انعامش داديم و رفت كوهى رو به روى ما بود كه برف داشت و نرمان هم بود اسمش سفيد خانى است كوه بسيار خوبى است از عجايب اينكه اهالى ضامنجان و عقيلآباد كه در بحبوحهء عراق هستند تركى حرف ميزنند مثل تركان آذربايجان ضامنجان جزو سه ده است امّا اهالى آن دو ده ديگر فارسى حرف ميزنند و هيچ تركى نميدانند از عقيلآباد بآنطرف جزو قره كاريز است و اين بلوك همه تركى حرف ميزنند نميدانيم اينجماعت ترك را از كجا و در چه زمان آورده اينجا نشاندهاند عقيلآباد مال ناصر الدّولهء مرحوم است و از عقيلآباد به پائين را بلوك قره كاريز ميگويند كه همه تركى حرف ميزنند خلاصه دو ساعت و نيم بغروب مانده بود كه سوار شده از جلگه آمديم