ناصر الدين شاه قاجار

36

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

داشت قريهء نيمور و نراق و دليجان كه منزل قبل از محلّات بود همه پيدا بود قدرى دوربين انداخته و فرموديم آفتاب‌گردان را آوردند زير اين چنار زدند آب خوبى هم از چشمهء بالا به پائين جارى كردند قدرى در آنجا استراحت كرديم اين مزرعه باغات هم دارد كه اشجار هلو و زردالو و بادام زياد داشت فرستاديم از بادامش آوردند بسيار خوب بادامى بود امروز على آقا و غلامحسين خان جنرال و ميرزا تقيخان و معتضد السّلطنه و حسينخان‌باشى رفته‌اند به آب گرم خلاصه چاى و عصرانه خورده نماز خوانده سوار شديم و از همان راهى كه صبح آمده بوديم سواره به طرف منزل رانديم نزديك غروب بود كه به منزل رسيديم امشب هوا خيلى گرم بود شام خورده بعد از شام جناب امين السّلطان را خواستيم بحضور آمد بعضى فرمايشات كرديم و رفت امروز سرايدارها زير فرش چادر ديوانخانه يك مار كشته بودند يك مار هم در اندرون كشته بودند ميان اين سنگچينهاى اطراف چشمه‌ها مار زياد است الحمد للّه كه به كسى اذيّتى نرسانده است روز سه‌شنبه چهارم امروز در منزل مانده سوار نشديم هوا خيلى گرم است بعد از نهار علماى محلّات را جناب امين السّلطان و جلال الدّوله بحضور آوردند جنابان ميرزا فخر الدّين مجتهد