ناصر الدين شاه قاجار

24

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

عزيز السّلطان هم از راه رسيد حكيم الممالك حاكم عراق هم چون اينجا جزو خاك عراقست از مركز حكومت خود براى شرفيابى باينجا آمده بود و در نهارگاه بحضور رسيد بعد از نهار سوار شده قدرى كه آمديم بده چشمه على رسيديم كه مقبرهء امام‌زادهء هم داشت و دست راست كنار رودخانه واقع بود جمشيد خان سرتيب فوج خلج و پسر ساعد الدّوله با حسينعليخان سرهنگ صاحبمنصبان فوج خلجرا در اينجا بحضور آوردند بعد از چشمه على گذشته سربالا رانديم باز اطراف راه همه‌جا كوههاى سنگى و درّه و ماهور است قدرى كه آمديم جلگهء نيزار پيدا شد به طرف جلگه سرازير شديم اطراف جلگه كوههاى سنگى رنگارنگ قشنگ دارد قلعهء نيزار هم كه در عهد شاه مرحوم خراب كرده‌اند و هنوز معدودى خانوار سكنه هم دارد ديده شد يك فرسنگى هم از جلگه رانده تا رسيديم باردو سراپرده ما را كنار رودخانه زده بودند چون راه بكنار رودخانه سرآشيب بود و كالسكه نميرفت سوار اسب شده رفتيم بسراپرده قدرى استراحت كرديم بعد برخاسته عرايض و نوشتجات زيادى بحضور آورده بودند با امين خلوت خوانديم و جواب نوشتيم امشب هوا خيلى خوش بلكه مايل بسردى بود كه شب سردارى خز پوشيديم اين حسينعليخان سرهنگ كه اسم او را نوشتيم پسر حاجى آقا خان نوهء محمّد حسينخان خلج است روز چهارشنبه بيست و هشتم