ناصر الدين شاه قاجار
206
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
هر قدر بتواند ايستاده در آب دريا برود الى دويست قدم بميان دريا رفت در آخر آب الى گردنش رسيد و از آن ببعد نتوانست راه برود شنا كرد گويا حالا وسط آب عمقش بيشتر از ده ذرع نباشد اين هم كه نوشتم حدس و تخمين است تا بعد صحيحا معين شود . از لب اين درياچه كوه دماوند مثل يك كله قند پيدا است و كوه البرز هم پيدا مىشود اين كوههاى برفى دماوند و البرز از دور يك منظر و تماشاى بسيار خوشى داشت كه كمتر همچو دورنمائى به نظر رسيده است . « انتهى »