ناصر الدين شاه قاجار

197

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

كلكو و گلّه‌هاى گوسفند زياد كه در چرا بودند عالم غريبى داشت و چون محافظت شتران گلّائى مخصوص بايل عرب كلكوست در دورهء اين درياچه همه جا چادر زده‌اند كه چادرهاى آنها درين سواحل بر حسن منظر دشت و صحرا افزوده است از قراريكه بعرض رسيد در فصل پائيز كرورها مرغابى درين درياچه ديده مىشود درين وقت هم از انواع مرغهاى آبى موجود بود خصوصا مرغى ملاحظه شد كه پاهاى نازك بسيار بلندى داشت از لك لك بزرگتر است وقتى نشسته بود به نظر سفيد مينمود ولى چون پرواز ميكردند پرهاى زير شكم و زير بالهايشان قرمز بود از اين نوع مرغها يك مرتبه صد صد پرواز ميكردند امّا بنظام مثل اينكه يك فوج سرباز منظمّى حركت نمايد و در وقت پرواز يك صدا و آواز مخصوصى داشتند كه به گوش مثل نواى موزيك بسيار خوش مطبوعى مى آمد صيد اين مرغها چون از انسان خيلى وحشت دارند و در ميان آب مىنشينند و زياد نزديك بساحل نميشوند خيلى دشوار است شكارچى خود را به تيررس تفنگ مىرساند امّا اينها از وحشتى كه دارند زود پرواز ميكنند مرغهائى كه در اينوقت در درياچه باقيمانده نمونهء هستند از مرغهاى زيادى كه در زمستان و پائيز باينجا ميآيند ( و اسامى آنها از اينقرار است ) ( پرلا رنگ سياهى دارد ) ( پاشل باش مرغابى است كه سرش سبز است ) ( قاز ) ( حواصل بانواع و اقسام ) ( مرغ سفيد ماهيخوار كه جثّهء به قدر كبوترهاى بزرگ است ) از وحوش و طيور صحرائى نيز ( آهو ) و ( هوبره ) و ( باقرقرا ) و قل قويرق و انواع و اقسام طيور ديگر درين صحرا بسيار است صحرائى كه از كوشك ناصر بمنظريّه ميرود صحراى بسيار خوش وضع و مطبوعى است سوراخ موش هيچ ندارد ، ريگهاى بسيار قشنگ و سنگهاى خوش‌رنگ قرمز و سفيد و منظرى خيلى خوش دارد اين درياچه تقريبا شبيه بيك عينك است يعنى دو درياچه است كه بواسطهء يك بغارى بهم متّصل مىشود و عرض اين بغاز هم بعضى جاها نيم فرسنگ و بعضى از اماكن كمتر و بيشتر است ( مسافت دور اين درياچه ) اگر نقطهء را معيّن نمايند و در دور درياچه بدون اينكه تامّل كنند متّصل راه بروند بايد سى ساعت كه بروند به همان نقطه برسند پس ميتوان دور اين دريا را