ناصر الدين شاه قاجار
189
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
سه ربع ساعت بدسته مانده سوار كالسكه شده رانديم براى رباطكريم هوا هم خوب بود و اكثر جمعيّت غلام و سوار را كه ملتزم ركاب بودند ديشب مرخّص كردهايم از پيش رفتهاند جناب امين السّلطان ملتزم ركاب ما بود امين حضور و ساعد الدّوله هم امروز مرخّص شده بطهران رفتهاند احمد خان خلج هم كه خلعت به او مرحمت شده و پوشيده بود مرخّص شده رفت بچمهرم سر خانهاش بعد رانديم صحرا و راه صاف و هموار بود بعد كمى پست و بلندى شد و از پشتهء كوچكى كه گذشتيم دوباره جلگه و هموارى شد كشيكچىباشى و پسرش و احتساب الملك و ميرزا محمّد خان و ناظم خلوت و اكبر خان نايب ناظر و حسن خان و بشير الملك و عبّاسقليخان و غيره در ركاب بودند هنوز برودخانه شور نرسيده تپّهء بود كه قديما قلعه و بنائى بوده و حالا خراب شده به شكل تپّه گرديده است از حوالى اين تپّه گذشته قدرى كه آمديم باز راه درّه و تپّه شد قدرى ديگر رانده رسيديم برودخانهء شور كه ميرود براى راه قم حالا كه قلب الأسد است به قدر دو سنگ آب داشت از پيك تا رودخانهء شور دو ساعت و نيم راه بود و از رودخانهء شور تا رباطكريم يكساعت و نيم كه رويهم رفته از پيك تا رباط كريم چهار ساعت راه است اينكه مردم وحشت كرده بودند كه شش فرسخ راه است و شب حركت كردند هيچ اينطورها نبود همينقدر است كه هيچ آب و آبادى سر راه نيست خيلى راه مهيبى است در اينجاها كنار رودخانهء شور درّه و جاهاى سيل شسته خيلى دارد امّا كالسكه همهجا