ناصر الدين شاه قاجار

183

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

( محلّ ييلاق و قشلاق ايل شاهسون بغدادى و طايفه كلوند ) ييلاق از خرقان خلج تا خرقان افشار قشلاق در شهريار و زرند ( طايفهء لكّ ) ييلاق از مزلقان تا محال پيشخور همدان و بعضى از دهات خرقان محمّد حسينخان قراگوزلو از رودخانه كه گذشتيم بالاتر از آنجا در دست راست تنگهء مىشود و سدّ معروف ساوه در آنجا است و از اينجا تا سدّ دو فرسخ راه است روز چهارشنبه شانزدهم امروز بايد برويم بفتح‌آباد نايب السّلطنه و سه فرسخ و نيم راه است امروز زودتر از هرروز سوار شديم يكساعت از دسته گذشته آمديم بيرون علماى ساوه كه خلعت به آنها مرحمت شده بود همه بحضور آمدند آنها را ديديم جناب امين السّلطان هم حاضر بود با اينكه يكساعت از دسته گذشته بود آفتاب بقدرى گرم بود كه آدم را ميسوزاند سوار كالسكه شده رانديم به قدر يك فرسخى كه آمديم به شهر ساوه رسيديم شهر و محوّطهء آن اشجارى ندارد و بعضى منارها و آثار قديمه دارد اهالى شهر از مرد و زن همه از شهر بيرون آمده بودند هوا هم بشدّت گرم بود كه آدم طاقت نميآورد راه كالسكه از پهلوى شهر بود گذشتيم و آمديم تا رسيديم بعبدل‌آباد سالى كه بكربلا ميرفتيم در همين عبدل‌آباد منزل كرده بوديم باز وقت