ناصر الدين شاه قاجار
181
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
عضد الملك دهات جناب امام جمعه و غيره و دست چپ كوه سنگى قشنگى است كه در دامنهء آن بعضى مزارع دارد و يكى از آن مزارع كه درخت هم دارد و جاى خوبى به نظر ميآمد اسمش هندس است حالا هواى اينجاها خيلى گرم است امّا فصل پائيز اينجاها خيلى خوب است همه جا از جلگه آمديم منازل قشلاقى ايل شاهسون بغدادى در اينجا زياد است خانهاى گلى ساختهاند به شكل آلاچيق و بعضى خوانين و معتبرينشان عمارات و منازلشان را از خشت ضربى ساختهاند مثل دهنهء آب انبار كه زمستانها ميروند توى اين خانها منزل ميكنند امّا حالا يكنفر آدم در اين قشلاقات نبود همه رفتهاند بييلاقات مزلقان آمديم تا رسيديم بده صالح آباد اينجا هم از قشلاقات ايل شاهسون است بعضى از زمينهايش را هم آب گرفته بيشه و نيزار شده و توى نيها آب و لجن است كه ديگر در اين باتلاقها و نيزارها زراعت هم نميتوانند بكنند صالحآباد ملك اكبر خان سرتيب است از پشت ده صالحآباد گنبد بزرگى پيدا بود گفتند گنبد امامزاده حمزه است راه زيادى آمديم اردو هم از دور پيدا بود فرموديم اعتماد الحضرة نهار را ببرد در منزل حاضر كند و خودمان هى رانديم هر چه ميآمديم به منزل نميرسيديم اگر سوار اسب بوديم از ميانبر ميرفتيم و راه خيلى نزديكتر بود امّا راه كالسكه را طورى ساختهاند كه دور مىزند ميرود بخلاف اردو آنطرف يلآباد و دوباره برميگردد به قدر يك فرسخ راه ما دور شد آمديم تا رسيديم