ناصر الدين شاه قاجار

171

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

ندارد عصر عزيز السّلطان تعزيه‌خوانهاى عراقى را باردو خواسته مجلس شبيهى درآوردند تعزيهء شهادت حضرت عبّاس بود دو ساعت بغروب مانده هم مجلس روضه منعقد شد و خيلى طول كشيد دهاتى كه امروز در سر راه ديديم از اين قرار است ( دست راست ) اوّل قريهء جوشيروان ملكى فرمانفرما بعد خنداب ملكى ايضا كركانك خرده مالك راست‌كردان ملكى فرمانفرما كه نهارگاه حرم بود ( دست چپ ) قريهء خوكير ملكى مرحوم فرمان‌فرما ده چال ملكى ايضا قلعه و امامزاده از مزارع ده چال امامزاده على ديزآباد ميلاجرد قيزجه كوچرلو جيرياد كه اردو افتاده است امروز از دست چپ راه كوه الوند پيدا بود و از ديزآباد راهى است كه مستقيما بهمدان ميرود كه ميگفتند از آنجا تا همدان هشتفرسخ راه است روز سه‌شنبه هشتم امروز بايد برويم بنظام‌آباد فراهان چهار فرسخ راه است صبح برخاسته آمديم بيرون دو ساعت از دسته گذشته سوار شديم جناب امين السّلطان حاضر بود ميرزا ابو القاسم نوهء مرحوم قايم مقام هم دم در سراپرده ايستاده بود سوار كالسكه شده رانديم آمديم تا رسيديم به نزديك ده جيرياد ديديم در دامنه افتاده است سوار اسب شده از دست راست رفتيم روى تپهء كه مشرف بده بود تماشا كرديم دو محلّه است و به قدر دويست خانوار جمعيّت دارد آبش از چشمه‌سار است