ناصر الدين شاه قاجار
169
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
قايم مقام است كه برادر ميرزا محمود خان باشد چهار فرسخ و نيم راه است صبح برخاستيم و دو ساعت از دسته گذشته بود كه بيرون آمده سوار شديم جناب امين السّلطان و ساير ملتزمين دم در حاضر بودند عماد السّلطنه بود و مرخّص شده رفت بملاير سيف الدّوله هم بود و مرخّص شد كه بملاير رفته سركشى باملاك و دهات خود كرده بعد برود بهمدان بعد رانديم و به قدر نيمفرسنگى كه رفتيم بكاروانسرائى رسيديم در دست چپ راه كه از بناهاى مرحوم فرمانفرما است ميرزا احمد خان كه منصب سرتيبى هم دارد و در سر دهات مرحوم فرمانفرما است در ركاب بود و دهات و آباديها را معرّفى ميكرد رانديم تا رسيديم برودخانه شرّاه و از پل رودخانه گذشتيم در بهار اين رودخانه خيلى آب دارد امّا حالا آبش چندان زياد نبود نهر زيادى هم از اين رودخانه جدا ميكنند اين رودخانه از همان سراب هكّ و عمارت و حدود آنجا كه وقت رفتن ديديم سرچشمه ميگيرد و ميآيد بلوك شرّاه را مشروب مىكند از پل عبور كرديم از اين درّهء كه رودخانه جارى است طرف دست راست دهات آباد متعدّد خوب واقع است كه باغات و اشجار زيادى دارد و قديما خالصهء ديوان بوده بعد نصرة الدّوله فرمانفرماى مرحوم از دولت خريده است و همينطور ميرود به آقداشى و اسطو ملكى قوام الدّوله كه پيدا نبود قريه ميلاجرد هم دست چپ از دور پيدا بود كه ميگفتند هزار خانوار جمعيّت دارد و ده بسيار معتبرى است خلاصه رانديم راه كالسكه هم همه جا خوب بود اطراف راه هم كوه و تپّه است كه بعضى