ناصر الدين شاه قاجار
167
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
امروز هم بحضور رسيده محمّد كريم ميرزاى برادر محمّد نبى ميرزا پسر جهانشاه ميرزا و اكبر ميرزاى پسر معين الدّوله را بحضور آورد دم كالسكه آنها را ديديم و مرخّص شده رفتند خلاصه قدرى استراحت كرديم عصرى روضهخوانها آمدند و روضهء مفصّل خواندند تا نيمساعت بغروب مانده طول كشيد هواى اينجا خيلى خوش بود و نسيمى داشت شب كه خيلى هوا سرد بود روز يكشنبه ششم امروز ميخواستيم برويم به ديزآباد حكيم الممالك والى پيشخانه را در علىآباد انداخته و گفته بود هواى ديزآباد و حوالى آنجا چون گرم است و پشه دارد و باينجهت اردو را در علىآباد قرار داده است علىآباد از مستحدثات جديده است كه ناصر الدّوله مرحوم چند سالى است آباد و احداث كرده است خلاصه صبح برخاسته آمديم بيرون و سوار كالسكه شديم جناب امين السّلطان هم ملتزم ركاب بود قدرى با امين السّلطان فرمايش كرده بعد رانديم براى منزل تا منزل دو فرسخ راه است در بين راه هم ديگر جائى نبود كه نهار بخوريم نهار را در منزل خورديم علىآباد قنات خوبى دارد به قدر سه سنگ آب صاف سرد خوبى از آن جارى است بيدستان خيلى خوبى هم دارد هوايش هم بد نبود نسيم ملايمى داشت حكيم الممالك والى عراق هم در بين راه بحضور رسيد چشمش درد ميكرد و عينك آبى گذاشته بود كريمخان سوزانى شرّاهى هم كه پيرمردى است به قدر صد سال دارد همراه والى بود و بحضور رسيد و فرموديم منزل او را