ناصر الدين شاه قاجار

165

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

دهاتى كه امروز سر راه ديديم سواى آنچه اسم برده شد دست راست حسن‌آباد ملك شيخ حسن ميرزاى پسر جهانگير ميرزا مبارك‌آباد ملكى ايضا پيرميشان ( دست چپ ) آزندريان عشّاق قشلاق روز جمعه چهارم امروز در ننج اتراق است شاهزادهاى ملايرى بحضور آمدند همه را انعام داديم بعد علماى ملاير بحضور آمدند دو دسته بودند دسته جناب آقا ضياء و دسته جناب امام جمعه سه ساعت بغروب مانده شروع بروضه كردند و تا نيم ساعت بغروب مانده طول كشيد شب هم بعد از شام عملهء خلوت بحضور آمدند اعتماد السّلطنه بود قدرى روزنامهء اروپ خواند اكبر خان نايب ناظر و حسينخان هم كه از تويسركان باسدآباد رفته بودند امشب مراجعت باردو كرده بحضور رسيدند از تويسركان به ننج چهار فرسخ است امروز عصر اسبهاى توپخانه را كه در ملاير است آوردند از سان حضور گذرانيدند خيلى خوب بودند روز شنبه پنجم امروز بايد برويم بقره تكين كه دو فرسخ و نيم الى سه فرسخ سبك راه است صبح برخاسته آمديم بيرون جناب امين السّلطان و امير خان سردار حاضر بودند امير خان سردار مرخّص شد كه برود ببروجرد لرستان بعد سوار شده رانديم و از ده ننج گذشتيم باغات