ناصر الدين شاه قاجار

163

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

از اينطرف بيائيد كالسكه‌ها را هم آورده‌اند اين زير نگاه داشته‌اند امّا اگر از همان درّه ميرفتيم راست ميرفتيم به پهلوى كالسكه‌ها و خيلى هم نزديكتر بود ولى همان راهى را كه جهانگير خان عرض كرد گرفته آمديم تپّهء نرمان اسب روى بود جلگهء در زير دست واقع بود خيلى سبز و قشنگ امّا تپّه و ماهور زيادى دارد دست چپ هم ده معتبرى بود كه باغات داشت اسمش علىآباد دمسق و مال حاجى خان بابا خان ملايرى است به قدر نيمفرسخ كمتر بجادّه مسافت داشت كوه الوند هم اينجا كم‌كم كوچك و دور مىشود و در سمت شمال ميماند جناب امين السّلطان و سايرين هم همه در ركاب بودند سيف الدّوله هم بود و چون در اينجاها حاكم بوده است اظهار بلديّت ميكرد پرسيديم اين سبزيها كه در صحرا پيداست چمن است يا چيز ديگر عرض كرد خير اينها هندوانه ديم است در آزندريان و حدود آنجا ميكارند خيلى خوب هم مىشود وقتى كه پائين آمده و نزديك شديم ديديم تمام آن سبزه علف شيرين‌بيان است و هيچ هندوانه ديم نيست خلاصه آمديم تا به پهلوى كالسكه‌ها و بكالسكه نشسته رانديم اوّل بيراهه بود امّا كالسكه خوب ميرفت آمديم تا رسيديم بده حسين‌آباد اطراف اينجا هم از دست چپ و راست همه مزارع و دهات است حسين‌آباد شاملو است كه خيلى ده معتبرى است زراعتهاى ديمى اينجا را هنوز درو نكرده‌اند امّا زراعتهاى آبى را تمام درو كرده و برسمى كه دارند همه را آورده پهلوى ده خرمن كرده بودند بقدرى حاصل زراعت بود كه آدم حيرت ميكرد واقعا اگر اينخرمنها را