ناصر الدين شاه قاجار
155
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
و سايرين هم همه از اوّل عرض ميكردند از اينجا راه نيست خلاصه بفراست فهميديم كه اگر از دست چپ برويم از راه پرت خواهيم شد و بايد به طرف دست راست برويم راهى هم نبود از بيراهه زديم بدست راست و سربالا رانديم براى قلّهء كوه كوه سنگلاخ سختى هم بود بسر كوه كه رسيديم ديديم از دو پيدا شد و خيلى راه نزديك خوبى بود همهجا از سر كوهها آمديم تا نزديك سراپرده و از راه خلوت خوبى آمده وارد منزل شديم باز باد همينطور بشدّت ميوزيد بطوريكه سر گردنه نزديك بود آدم را از اسب بيندازد باد شرقى است از طرف ملاير ميآيد بر خلاف طهران كه هميشه از طرف مغرب باد ميآيد امشب هم تا بصبح و بلكه تا فردا ظهر همينطور باد بشدّت ميآمد روز شنبه بيست و هشتم صبح برخاسته ديديم بطورى از ديشب تا به حال باد آمده و صبح باز ميآمد كه وضع سراپرده و چادرها را بكلّى تغيير داده تجيرها را انداخته و ميخها را كنده توى چادرها را پر از گرد و خاك و زبيل كرده بود فرّاشها آمدند وضع چادرها را درست كرده و تنظيف نمودند امروز سوار نشده تمام روز را در منزل بوديم نزديك ظهر كمكم باد ساكن شد روز يكشنبه بيست و نهم امروز سوار شديم بعزم رفتن به سركان و آرتيمان و تماشاى آنجاها از همان راهى كه هميشه