ناصر الدين شاه قاجار
148
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
راه آمديم تا به منزل رسيديم اردو هم جوقه جوقه افتاده است پيوسته بهم نيست بواسطهء اينكه زمين قطعهقطعه چمن است و حاصل زراعت و درخت و جوى آب امّا آبش گلآلود بود حاصل اينجا را هم مشغول درو بودند محلّ اردو وسعتگاهى است و اطراف آن كوههاى نرمان اسبرو است سراپرده را بالاى بلندى سر آسياب زدهاند درخت دارد آب گلآلودى هم از جلو چادر ميگذرد هواى خوبى دارد و گاهى نسيم خوشى ميآيد هروقت نسيم نميسوزد هوا گرم مىشود و با نسيم ميآيد هوا خوش است پنجساعت بغروب مانده بود كه وارد منزل شديم دهاتى كه امروز در سر راه ديديم از اينقرار است دست چپ فرسفج خرده مالك قريهء عاليكان ملكى ابراهيم ميرزا قلعهء جعفر بيك ملكى خدا يار خان ياور قريهء فرياران قريهء سوتلق قريهء كريمآباد قريهء چالآب قريهء كرزان كه اين دهات مشترك است ميانهء اعتضاد نظام جعفر قليخان پسر حاجى سعد الدّولهء مرحوم و مشير الملك و كريمخان ياور خارج از فوج را سر اين دهات گذاشته و به او سپردهاند خود كريمخان هم اينجا بود و ديده شد روز سهشنبه بيست و چهارم امروز در منزل مانده سوار نشديم جناب امين السّلطان بحضور آمد بعضى فرمايشات فرموديم و رفت بعضى عرايض و نوشتجات بحضور آورده بودند امين خلوت همه را خواند و جواب فرموديم پيش از نهار خانبابا خان پسر صاحب اختيار خوانين افشار را بحضور آورد بعد يكدسته از علماء