ناصر الدين شاه قاجار

145

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

سايهء خوبى داشت فرموديم آفتاب‌گردان زدند پياده شده قدرى استراحت كرديم و تا عصر اينجا بوديم دهاتى كه دست چپ ديده شد از اينقرار است ( سه قريهء كاريز ) در محال سلدى ملكى عسگر خان سرتيب ملايرى ( حبيب‌آباد ) در محال خزل ( ده نو ) ( عبد الملكى ) ( ده موسى ) كه اينها همه خالصهء ديوان بوده و بملكيّت بسيف الدّوله مرحمت و واگذار شده است بعد باز سمت دست چپ راهى كه رو بشمال و طرف تويسركان ميآيد دهاتى كه ديده شد از اينقرار است ( كارخانه ) ملكى امام جمعه تويسركان ( لاميان ) ملكى كامران ميرزا ( من‌جان ) ملك اكبر ميرزا كه در آنجا عصرانه خورديم در بين راه فضل اللّه ميرزاى پسر فتح اللّه ميرزا ابن جهانگير ميرزاى پسر نايب السّلطنه مغفور را كه جوانكى است ديديم با سوارهاى جمعى اكبر ميرزا جلو آمده بودند دو ساعت بغروب مانده سوار كالسكه شده رانديم اكبر ميرزا و تيمور ميرزا پسرهاى معين الدّوله با بيست سى نفر سوار كه جلو آمده بودند ديده شدند از اكبرآباد كه دست چپ واقع است گذشتيم ده خوبى است بعد از ده چاشته خوره كه يتول سلطان سليم ميرزا بود و حالا متعلّق به اولاد او است اولادش هم پياده سر راه ايستاده بودند ده معتبرى است كوه خان گورمز دست چپ و كوه قزل ارسلان كه دو قلّهء مخروطى مرتفعى است نيز از دست چپ پيدا بودند قزل ارسلان ( از اتابكان آذربايجان ) قلعهء در اين كوه